و اوراد خود ميخواندم و نماز ميگزاردم كه ناگاه در خواب رفتم .
چون بيدار شدم صبح بود ديدم كه در آنجا قبرى نو بود و آب تازه بر آن زده بودند پس ظن بردم كه قبر آن جوان است و ميگويند كه بعد از مدتى ديدند در نزد آن قبرى ديگر تازه بود كه بر آن آب زده بودند و همچنين ميديدند تا بهفت قبر رسيد و ميگويند كه ايشان اوتاد هفتگانهاند « 169 » كه با يكديگر دوستى مينمودند و باران از بهر ايشان مىآيد و دعاى ايشان اجابت ميكنند و بلا ببركت ايشان از خلق دفع مىشود رحمة الله عليهم .
مولانا شمس الدين محمد انصارى « 170 »
محدثى بود در حرم رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم و اسانيد عاليه « 171 » و روايات ساميه داشت و مسموعات وافر و قراآت ثابته ويرا بود و در سال هفتصد و پنجاه بشيراز آمد و درس ميفرمود و افاده و نشر حديث و استماع كتب مىكرد و بسيارى از علما و فضلا بسبب او منتفع مىشدند و بركات او به همه شهرها و نواحى ميرسيد و جماعتى را اجازت ميداد و ارشاد ايشان ميكرد و رفق با ملوك و رعايا بجاى مياورد و نصيحت ايشان ميكرد و او را بسيارى از تصانيف جليله مبسوطه هست « 172 » . از آنها يكى كتاب بغية المرتاح الى طلب الارباح « 173 » و كتاب مولود پيغمبر عليه الصلاة
هامش
( 169 ) - در عموم مآخذى كه از تقسيم طبقات اولياء بقطب و غوث و اوتاد و ابرار و افراد و ابدال و نجباء و نقباء و اخيار الخ سخن راندهاند مانند كشف - المحجوب هجويرى و فتوحات مكيه ( بنقل طرائق الحقائق از آن ) و اصطلاحات صوفيهء عبد الرزاق كاشى و تعريفات سيد جرجانى و نفحات الانس جامى و شرح ديوان منسوب به حضرت امير از ميبدى در اواخر فاتحهء سادسه و طرائق الحقائق در اواخر جلد اول جميع اين مآخذ بدون استثناء اوتاد را چهار نفر شمردهاند كه در جهات اربعهء عالم منزل دارند و تدبير هريك از آن جهات چهارگانه با يكى از ايشان است نه هفت نفر ، - ( حاشيه علامه قزوينى ) .
( 170 ) - مولانا شمس الدين محمد بن يوسف بن الحسين الزرندى الانصارى ( شد الازار ) .
( 171 ) - مد : عليه .
( 172 ) - مد : و بسيارى از تصانيف جليله مبسوطه هست - جها : و او را تصانيف عليه مبسوطه هست .
( 173 ) - مد . جها : بقية المرتاح .