نقطههايش چشم مردم جهان * بل نجوم آسمان ملك جان
اين نسيم از گلشن غيب آمده * با شميم شاه لا ريب آمده
گشته طالع بر جهان انوار روح * منكشف از ذات او اسرار روح
شاهدى از حجلهء دل آمده * طالبان را سرّ كامل آمده
تاج انعام ولايت بر سرش * خلعت تفسير قرآن در برش
دلرباى عاشقان اين جهان * پيشواى مردم آخر زمان
همچو خور يكتاست بر چرخ كمال * بلكه روحافزاست بيرون از خيال
دوستان را تا به سبحان رهنما * حاسدان را ذوالفقار آمد سزا
مرحبا اى « كشفى مشكين قلم » * سربهسر اين نامه خوش كردى رقم
كلك مشكين تو هر دم چون سحاب * ريخت در عالم بسى دُرهاى ناب
اى پرآوازه ز تو ملك سخن * بشكفاندى از بيان گل در چمن
سوزشى در ملك جان انداختى * شورشى در دو جهان انداختى
حالتى خواهيم ما از روى حال * ليك بايد يك نظر از حق تعال
تا شود مقبول طبع عام و خاص * [ . . . ؟ ]
للبتى منا تحيت و السلام تمة الكتاب در كارخوانهء عالى جاه الله قلى خان انطباع پذيرفت به تاريخ قره ماه صفر الطرفى 1273 م م م