پيش او آبى رنگ تيره 5614224 خ 0 75 خ در غايت سرعت و تيزى . پس پيغمبر شمشير به ابو بكر داده ، فرمود :
برو و اين دختر را بكش . ابو بكر روان شده ، چون به او رسيد ، دختر فرياد كرده كه ابو بكر از كثرت و هم بازگشت . پس امير المؤمنين به امر سيّد المرسلين متوجه شده ، چون نزديك او رسيد ، دختر ابليس به دستور سابق فرياد تلبيس برآورد . امير او را نهيب زده ، سر از تنش برداشته ، پيش آن سرور آورد . پس مصطفى ذوالفقار را به مرتضى على انعام فرمود . چون امير ذوالفقار را از خون پاك كرد ، چهار جا بر او مرقوم بود : لا فتى الّا على لا سيف الّا ذوالفقار . آن سرور بعد از مشاهدهء مسطور منهج شده فرمود : صاحب ذوالفقار ، على بن ابى طالب است . »
غزل :
اى گزيده مر خدايت يا امير المؤمنين * خوانده نفس مصطفايت يا امير المؤمنين
گردنان دهر را آورده سرها زير حكم * بازوى زورآزمايت يا امير المؤمنين
خازنان كانِ دريا كيسهها پرداخته * روز بازار سخايت يا امير المؤمنين 6614224 خ 0 76 خ
از نسيم باد نوروزى نشايد كرد ياد * پيش خُلق جانفزايت يا امير المؤمنين
مدح ار 7614224 خ 0 77 خ شايستهء ذات تو بايد گفت و بس * كيست تا گويد ثنايت يا امير المؤمنين ؟
خاطر همچو منى شوريده خاطر كى كند * وصف قدر كبريايت يا امير المؤمنين
با همه بالانشينى عقل كلّ نابرده راه * زير شادروانِ رايت يا امير المؤمنين
گر بُدى بالاتر از عرش برين جاى دگر * گفتمى كانجاست جايت يا امير المؤمنين
آنچه تو شايستهء آنى ز روى عزّ و جاه * كس نداند جز خدايت يا امير المؤمنين
ما همه بر درگهِ لطفت گدايى مىكنيم * اى همه شاهان گدايت يا امير المؤمنين
آنچه عيسى از نفس مىكرد ، رمزى بود و بس * از لبِ معجزنمايت يا امير المؤمنين
پىنوشتها
شرح
3473224 خ 0 ( 1 ) خ - الكافرون ( 109 ) آيهء 6 : « شما را دين خود ، و مرا دين خود . »
3473224 خ 0 ( 2 ) خ - الحج ( 22 ) آيهء 39 : « به كسانى كه به جنگ بر سرشان تاخت آوردهاند و مورد ستم قرار گرفتهاند . »
3473224 خ 0 ( 3 ) خ - التّوبة ( 9 ) آيهء 5 : « و چون ماههاى حرام به پايان رسيد ، هرجا كه مشركان را يافتيد ، بكشيد . »
7473224 خ 0 ( 4 ) خ - نك : كشف الاسرار و عدّة الابرار ؛ ج 4 ، ص 226 . « اما خشنود مىشوى ؛ اينكه مىباشى از من به مثابهء هارون به موسى ( ع ) ، بجز اينكه پس از من پيامبرى نمىباشد . »
8473224 خ 0 ( 5 ) خ - آل عمران ( 3 ) آيهء 123 : « هر آينه خدا شما را در بدر يارى كرد و حال آنكه ناتوان بوديد . »