تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب الطاهرين ( فارسي ) — صفحة 563

مساهمون:

ص٥٦٣
وصىّ امامكم . فبايعوه . مردم مسارعت كردند و بر وى بيعت كردند . « 1 » ديگر از معجزات : حبابهء والبيّه گويد كه : روزى امير المؤمنين عليه السّلام در مسجد بود . من گفتم : يا امير المؤمنين عليه السّلام ، ما دلالة الامامة رحمك اللّه ؟ امير المؤمنين عليه السّلام اشارت كرد به سنگ پاره‌اى كه آنجا افتاده بود . والبيّه گويد : به وى دادم . مهر انگشترى بر آنجا نهاد و در وى منطبع شد و گفت : هر وقت كه كسى دعوى امامت كند ، بايد كه چنين باشد كه سنگ پيش وى چون موم گردد . والبيّه گويد : حسن را ديدم در مسجد امير المؤمنين و مردم از وى سؤالات مىكردند . و من در پيش وى رفتم . گفت : والبيّه است حبابه نام ؟ گفتند : آرى . فرمود كه : هات ما معك . به وى دادم ، هم انگشترى بر حصاة نهاد و نشان خاتم در وى بماند . و حسين ( ع ) را ديدم در مسجد رسول صلّى اللّه عليه و آله . مرا ترحيب كرد و گفت : تريدين دلالة الامامة ؟ من گفتم : آرى . سنگ پاره به وى دادم . و همچنين علىّ بن الحسين . و من پير شده بودم و صد و سيزده‌ساله بودم . وى را در ركوع و سجود مىديدم مشغول بود . من از دلالت نااميد شدم . اشارت كرد به من به انگشت سبّابه و من جوان شدم به بركت اشارت وى . و مرا گفت : حصاة بياور . به وى دادم . هم مهرى بر آنجا نهاد . و همچنين باقر و صادق و موسى و كاظم و علىّ بن موسى الرضا عليهم السّلام . و گويند كه : بعد از طبع خاتم رضا ، نه ماه بزيست . « 2 » و به روايت عبد اللّه بن هشام ، حبابهء والبيّه به دعاى علىّ زين العابدين ( ع )
هامش
( 1 ) - كشف الغمّه 2 / 109 - 110 ، تفسير الفرات / 70 - 72 . ( 2 ) - الثاقب / 140 - 141 ، كشف الغمّه 2 / 104 و 110 .