تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب الطاهرين ( فارسي ) — صفحة 731

مساهمون:

ص٧٣١
مال چندين است . جندب مردى منظرانى « 1 » بود . علىّ بن ابى حمزه گويد كه : جندب را ديدم بعد از آن . گفت كه : مال چندان بود كه امام ( ع ) گفته بود و در آن خانه بود يك ذرّه نه كم و نه بيش . « 2 » گويند : مؤمنى از مواليان امام ( ع ) بود . روزى مىرفت ، زنى مىشد و زنى ديگر به عقب وى . با اين زن گفت : خواهى متعه كنى ؟ زن گفت : اگر تو را زن نباشد بكنم ، و الّا نكنم . اين مؤمن گفت : مرا زن نيست . اين زن سخت جميله بود . اين مرد وى را به خانه برد و يك موزه از پاى وى به در كرده بود كه شخصى در بكوفت . مؤمن مصلح بيرون رفت . غلام موفّق بر در بود . گفت : امام مىگويد كه اين زن را از خانه بيرون كن و به وى رغبت منماى ؛ كه وى از زنان بنى اميّه است و مىخواهد كه به بهانهء اين ، مال تو را به مصادره بستاند . و اين ، حيلتى است . اين مؤمن گويد : هنوز در پس در ايستاده بودم كه مردى بدين زن رسيد و گفت : چرا به سرعت بيرون آمدى ؟ ! زن گفت : تو گفته بودى دير بيرون آى ؛ ليكن رسول موسى ساحر رسيد و وى را گفت كه مرا از خانه بيرون كرد . مرد لعين گفت : حيف كه جان برد از دست ما ! راوى گويد : مرا يقين شد كه آن حيلتى بود و ايشان طمع به مال من داشتند . چون نماز شام در آمد ، به خدمت امام رفتم . گفت : با سر آن زن مرو ؛ كه وى از بنى اميّه است . او را به احتيال به تو فرستاده بود تا آنچه در منزل تو است به غارت برند . فالحمد للّه الّذى صرفها . پس امام گفت : دختر فلان را به زن كن ؛ كه
هامش
( 1 ) - منظرانى : نيكو منظر ، جميل . ( 2 ) - الثاقب / 462 - 463 ، دلائل الامامه / 162 .