فصل فى مناقبه ( ع )
محمّد بن علىّ الباقر ( ع ) در زمانهء خويش بر سرآمدگان عالم بود . در تفاسير و اخبار و سنن و انواع علوم و حكم و آداب آنچه از وى روايت آمد از هيچكس نيامد الّا كه على عليه السّلام . و وى مرجوع اليه اكابر صحابه بود و تابعين و از علما و صلحاى بزرگ .
و رسول عليه السّلام با جابر گفت : يا جابر ، يوشك ان تبقى حتّى تلقى ولدا لى من الحسين يقال له محمّد يبقر علم الدّين بقرا . فاذا لقيته فأقرئه منّى السّلام .
و جابر در مسجد رسول بودى عمامهء سياه بسته و آواز داد : يا باقر . مردم گفتندى : جابر يهجر . وى گفتى كه : به خداى كه هجر « 1 » نمىگويم و من از رسول عليه السلام شنيدم كه : مردى را دريابى از ولد من به اسم من و شمايل من كه علم را بشكافد . دعا و صياح من از آنجاست .
و جابر هر روزى بامداد و شبانگاه پيش وى آمدى . مردم را عجب آمدى كه جابر هر روزى به دو كرّت پيش اين غلام مىرود با جلالت قدر
هامش
( 1 ) - هجر : سخن زشت ، پرتوپلا گويى .