مىآيد ولى خود در مرزهاى كوير است . چند كاريز وكشتزار بسيار وآبادي پرجمعيت دارد . [ كوير گرد آن را همانند « تيما » گرفته است جز آنكه اينجا گنبدها وحوضها دارد ] اينست منزلهاى معروف [ كه آنها را ] در راههاى ياد شده [ ديده وشناختهام ] وهر گاه همهء شاخه راهها را با ديهها وآبهايش را ياد كنم ، كتاب به درازا خواهد كشيد . كمتر مرحله در آنچه ياد كردم هست كه حوضها وگنبدى نداشته باشد . در هر فرسنگ راه ، حوض يا گنبدى بر خانه وپناهگاهى از باد وباران نهادهاند .
در اين كوير كاروانسرائى جز آنچه گفتم نيست وجز « پشت - باذام » ساكنانى ندارد . نان وعلوفه در جز آنجا يافت نشود ، بايستى توشهء شش روز راه را همراه ببرند . درازاى كوير به تساوى پيرامن شصت فرهنگ است . در راه رى رودى بزرگ شناپذير هست كه به سوى خوزستان مىرود ودر همهء سال سخت سرد مىباشد . * اينست آنچه از أوصاف شهرهاى اسلام شناخته وديده وشنيده وباور كردهام [ شهرهاى مانده كه نديدهام به پنجاه نمىرسد ] از خدا بخشايش مىخواهم كه بخشاينده ومهربانست . خدا رحمت كند كسى را كه در اين كتاب بنگرد وبپسندد ، يا راضى شود وبپذيرد ، وبا نيتي درست دعا كند ، تا در روز رستخيز ( با چند سطر توصيفهاى ترس آور از آن روز ) اين كتاب وبال گردن من نشود .
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي ) — صفحة 729
مساهمون: محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري )
ص٧٢٩