سپس تا يك چشمه آب باريك كه يك گنبد نزديك آنست باز يك مرحله است ، پس از سه فرسنگ ديگر چشمهاى در پاى كوه هست ، سپس در پايان همين مرحله « مهاباد » است كه از كرمان بشمار مىآيد . واين راهى بىنشان ودشوار است ] .
زاور : ديهى آباد در مرز كرمان است . دژى با آب روان دارد . * در كوجوى « 1 » : چشمهاى باريك دارد وساختمانى در آنجا نيست .
شوردوازده « 2 » : كاروانسرائى است كه ويران شده است .
درهاى پر درخت ونخل دارد ولى بي سكنه وخيلى ترسناك است .
در بردان : بيابانى است با چاههائى تهى از انسان . پس از آن نيز منزلي داراى يك حوض است كه از آب باران پر مىشود واز انسان تهى است .
نابند : كاروانسرائى با سكنه است ، پيرامنش چند خانه هست .
آبى نيز دارد كه آسياى كوچك را مىچرخاند ، كشتزار ونخلستان نيز دارد .
[ دو فرسنگ پيش از آن چشمهاى نزديك نخلكها با چند گنبد خالى از آدمي است به فاصلهء يك صد ارس در سمت راست اين منزل ، نخلستان وكشتزارى هست كه ديّارى در آن نيست وجايگاه قفسها ( كوچ ) است ] .
چاه « 3 » شك : جائى است كه يك چاه شيرين با گنبدهائى پيوسته وحوضهاى پر آب ولى بىسكنه است . پيش از نابند نيز نخلستانى
هامش
( 1 ) كجوى ( حوقل پ 145 : 18 ) ص 49
( 2 ) متن : بير . . مانند چاه بر ص 495
( 3 ) حوقل خو 293 : 1 استخرى ع 233 : 3 پ 188 : 8 .