با گنبدهاى ويران شده هست .
دارستان : ديهى با نخلستان بىساختمان است .
نيمه « 1 » : كاروانسرائى با نگهبانان است .
دية سلم * : تا چشم كار مىكند « 2 » ساختمانهائى ويران شده [ بسيار ] مىبيند [ كه جز وحشت هيچ در آنها نمانده است ] نه چشمه دارد ونه حوض ونه سكنه . بخشي از كرمانست . [ از اينجا راه شاخه شاخه مىشود ] .
سرآب « 3 » : چشمهاى دارد كه در حوضي مىريزد وكشتزارى را آب مىدهد [ كاروانسرا ونگهبانى نيز دارد ] .
كوكور : ديهى آباد از قهستان [ بشمار ] است .
بيره « 4 » : ديهى كوچك با چند تن مردم است .
معزل « 5 » : چشمهء آبى است كه نه ساختمان ونه سكنه دارد .
چاهبر « 6 » : چاهى است با چند گنبد مانند چاه مشك حوضي نيز دارد .
معزل « 5 » ( ديگر ) : چند گنبد است وحوض آبى [ دارد ] .
اسفيد : [ سبنج ] « 7 » در ديوانها از شهرهاى سگستان بشمار -
هامش
( 1 ) استخرى پ 189 : 5 ع 234 : 11
( 2 ) متن : بها أبنية مد البصر متهدمة . وهمين اين عبارت در استخرى ع 234 : 6 پ 189 : 3 براي دية « دروازق » آمده است .
( 3 ) متن : رأس الماء ، استخرى پ : چشمهء آب . حوقل پ 146 : سرچشمه
( 4 ) حوقل پ : 145 : 4
( 5 ) استخرى ع 232 پ 187 : وحوقل پ 145 : مغول .
( 6 ) متن : بيربر ، بيرشك . ( حوقل پ 145 ) .
( 7 ) سبيج ( حوقل پ 297 وفهرست آن ) اسبيدرستاق ( ياقوت 1 : 239 و 4 : 206 : 9 ( امروزه « اسپى » ونصرت آباد خوانده مىشود .