تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي ) — صفحة 719

مساهمون:

ص٧١٩
جز استثنائي از چنگ ايشان رها نمىشود . من پرسيدم : چرا چنين مىكنيد ؟ گفتند : تا شمشيرهايمان فرسوده نشود . ايشان پناهگاههايى در كوهستان دارند كه در آنها پنهان هستند ، وچون راهى را بزنند ، از آنجا به جائى دگر مىگريزند . آنان با فلاخن جنگ مىكنند وشمشير نير دارند . بلوچها خطرناكتر از قفسها بودند وچون عضد الدولة آنان را نابود كرد اينان را نيز بر جاى خويش نشانيد . هميشه گروهى از آنان نزد فرمانرواى فارس گروگان هستند « 1 » وهر چند گاه تبديل مىشوند . از اين رو هيچگاه ايشان متعرض كاروانى كه نمايندهء فرمانرواى فارس آن را بدرقه كند نمىشوند . شكيباترين مردم بر گرسنگى وتشنگى اينانند . توشهء ايشان چيزى همانند گوز است كه از نبك گيرند وخورند . اينان مدعى مسلمانى هستند ولى بر مسلمانان از روم وترك سختگيرترند ، هنگامى كه مردى را أسير گيرند أو را پيرامن بيست فرسنگ پاى برهنه وشكم گرسنه با خود مىدوانند . ايشان علاقة به چارپا ندارند زيرا كه سوار نمىشوند وپياده مىروند وگاهى سوار جماز مىشوند . مردى از أهل قرآن كه أسير ايشان شده بود برايم نقل كرد كه : چون مقدارى كتاب به دست ايشان افتاده بود ، از ميان أسيران كسى را مىجستند كه بتواند بخواند ، من گفتم : منم ! پس مرا پيش سردار خود بردند . پس چون كتاب را خواندم مرا به خودش نزديك ساخته پرسشها آغاز كرد ، تا آنجا كه گفت : كار ما را در راهزنى وكشتار * چگونه مىنگريد ؟ گفتم : هر كس اين كارها كند به خشم خدا وشكنجهء دوزخ در جهان ديگر گرفتار خواهد شد ! وى از ترس نفسي دراز كشيده با رنگى
هامش
( 1 ) گروگان گيرى از ياغيان در ص 417 نيز ديده مىشود .
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي ) — صفحة 719 | محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) / علينقي منزوي