كوير ميانهء اين سرزمين
بدانكه در ميان سرزمينهاى عجم بجز « رحاب » و « خوزستان » كويرى دراز هست ، كه نه نهر دارد ونه درياچه ونه روستا ونه شهرك ، ساكنانى اندك وراهزنانى بسيار « 1 » دارد ، راههايش دشوار ، آباديها پراكنده ، كوهها ترسناك ، ديهها دور از هم ، كمينگاهها تسخيرناپذير ، راهها بن - بست ، چشمهها باريك است [ كوچها « 2 » بر آن چيره شده زندگانى در آن تنگ است ] ولى آب انبارها وگنبدها در راههايش بسيار ، فرسنگهايش كوتاه است . برخى جاها شورهزار ، مرداب ، شن زار خشك وترسناك است ، بيشتر آن از آن خراسان وبرخى از آن كرمان وبرخى از فارس [ وبخشي از جبال ] ، كوهستانهايش از سند وسيستان است . از آن روى راه زن بسيار دارد [ وبر مردم چيرهاند ] كه چون در منطقهاى راه زدند به نقطهء ديگر مىگريزند ودر كوههائى كمين مىكنند ، مانند كركس
هامش
( 1 ) متن : قليلة السكان كثيرة الدعّار . ولى ياقوت در 4 : 149 : 4 عبارت بشارى مقدسي را چنين نقل كرده است : يسكنها الدعار .
( 2 ) متن : كوج . است كه همان قفس باشد ص 471