پريده بر زمين غلطيد . سپس مرا با گروهى آزاد كرد .
من از گروهى بازرگان نيز چنين شنيدم كه « قفس » ها مىپندارند كه ايشان جز به دارائىهاى زكات ناداده دست نمىيابند وچنين مىانديشيد كه آنچه مىگيرند حق ايشان است .
كوهها : بزرگترين وتسخيرناپذيرترين آنها « كركس كوه » است كه كوير روبروى رى بدان منسوب است . بسيار بزرگ نيست ولى بد راه وپر پيچ وخم است وپنهانگاهها دارد [ دامنهء آن پيرامن دو فرسنگ است . در آن آبى هست بنام ماييده ( ماء بنده ) در ميانش ميدانى است وپيرامنش چند آب باريك هست با راهى دشوار ] . پس از آن سياه كوه كوچكتر از آن ولى بد راهتر است . راه رى در ميان اين دو كوه نزديك « كاخ گچ « 1 » » است كه غارى نيز دارد .
شگفتيها : در دو فرسنگى اين آب بسوى خراسان ، ريگزارى هست كه چهار فرسنگ را در بر گرفته است . « 2 » نزديك « قبر حاجى » « 3 » در سوى « بارسك » سنگريزه زارى هست برخى به رنگ كافور سفيد وبرخى به رنگ شيشهء سبز .
ميان خراسان وكرمان سنگهائى ريز ديده مىشود به صورت بادام وسيب وعدس وباقلى ، تنديس مردمانى چند وكاخى شگفت كه در آنجا نيز تنديسها « 4 » وريزهكاريها هست كه مانندش را نديدهام .
هامش
( 1 ) متن : قصر الجصّ .
( 2 ) حوقل پ 146 : 22
( 3 ) استخرى ع 235 : 2 قبر خارجي حوقل خو 294 پ 146 گور حاجى ( خارجي ) ، ( استخرى پ 289 : 11 )
( 4 ) حوقل پ 145 .