اين كوير همانند دريا است . اگر راهشناسى « 1 » هر جا مىخواهى برو ! راههائى كه من در نقشه نشان دادهام همگى شناخته شدهاند وبراي آب انبارها وگنبدهاى آن همگى پيموده شد هستند . اگر من . . . « 2 » تا همهء راهها وگذرگاهايش را ياد كنم ، بيننده در شگفت مىماند . برخى از اين راهها به « بيار » ، « خسروگرد » وجايهاى گمنام ديگر مىرسد . ما هنگامى از « طبس » براي رفتن به فارس بيرون آمديم ، پس هفتاد روز در آنجا جابجا مىشديم ، گاه به راه كرمان مىافتاديم وگاه به أصفهان نزديك شده [ گاه به سوى خراسان بر مىگشتيم ] راهها وتپههاى بىشمار [ درهها وكوهها ] كوهستانى با شنزار اندك وعقاب سست وشورهزارهائى دشوار وسردسير وگرمسير ونخلستان وكشتزار .
آسانترين وآبادترين آنها را راه رى ودشوارترين آنها را راه فارس ونزديكترين آنها را راه كرمان [ ودورترين آنها را راه أصفهان ] يافتم .
همهء ايشان را از قومي كه « قفس » خوانده مىشوند در بيم هستند . [ قفس را پيشتر « 3 » نيز ياد كردم ، ايشان ] در كوههاى كرمان [ در مرز جيرفت مىزيند واز آنجا همچون ملخ ] به كوير مىريزند . مردمى بسيار ، زشترو ، سنگدل ، چابك وچالاك ، به هيچ كس رحم نكنند ، به گرفتن دارائى بسنده نكرده ، گرفتار خود * [ نه با سلاح بلكه ] با سنگ مىكشند ، ايشان سر أسير را بر زمين نهاده همانند مار ، با سنگ مىكوبند تا خرد شود [ وبتركد . ايشان هر كس را بگيرند مىكشند ] كسى
هامش
( 1 ) متن : إذا عرفت السمك . ولى ياقوت بجاى سمك « سمت » دارد .
( 2 ) متن عربى چنين است .
( 3 ) كوچ ص 471 پانوشت 4 گزارش وضع كوچها را ياقوت با اندكى تغيير از رهنى كرمانى نقل كرده است ( ياقوت 4 : 149 : 17 ببعد )