خواندم كه گفت : گوئى ديلميان را در ميان أمت خودم مىبينم كه بر دارائى مردم يورش آورده ، مسجدها را ويران ، حريم را دريده ، اسلام را ضعيف ، سپاهيان را گريزان ، نعمتها را نابود مىكنند ، جز خواست خدا هيچ چيز بر ايشان چيره نمىشود . در اين هنگام سواري خوشرو ، از سرزمين خراسان برمىخيزد ، كه رويش سفيد وبر سينهاش تك خال سياه هست ، أو خوش قامت ، پر قدرت ، فيلسوف ، دانشمند ، پيشگوئى عجم زاده است ، كه خدا دروازههاى كوچ را به دست أو باز مىكند ، وى خراسان را تا دم دروازههاى بزرگ به دست آورد . أو شمشير خود غلاف نكند جز آنگاه كه يك تن مسلّح نيز نمانده باشد . گفته شد :
اى پيامبر خدا ، پس از آن چه خواهد شد . أو پاسخ داد : فرمانرواى خراسان به خانهء خدا مىآيد ، بر همهء منبرها ، از خراسان تا « زوراء » در سرزمينهاى فارس وعراق ومكة ومدينه ، به نام وى خطبه خوانده خواهد شد . گفته شد : اى پيامبر ، پس از آن چه خواهد بود ؟ گفت :
دولتچهاى خواهد ماند به دراز مدت ، مردمان در آن درنده خو شده ، أمانتها باز نگردانند وحرمتها نگاه ندارند .
خراج : خراج كرمان شصت هزار هزار درم است [ ودرآمد قديم آن هزار هزار درم بوده است ] ماليات « شهروا » و « سورو » « 1 » كمتر از « سيراف » است .
فاصلهها :
از « بردسير » گرفته تا « سيرجان » دو مرحله است .
از بردسير گرفته تا مرز كوير ، تا جنزروذ سپس تا « زرند » يك
هامش
( 1 ) چ ع : 422 : 6