خور : مهم است وميوهها بسيار دارد ، نهرى آن را مىشكافد كه جامع در كرانهء آنست .
دشت برين : روستائى فراخ پر نخل ونيل حبوبات است وشهركى برايش نمىشناسم .
بهار : در سمت « بم » ، چنانكه گفتيم آبادي ونخلستان دارد .
خَنَّاب : در اين سمت است وبرخى آن را از اين خوره نمىدانند .
بَمّ : قصبهاى مهم بزرگ وخوبست . مردم هنرمند ، ماهر ، بازرگان آگاهند . پارچههايش زبانزد جهانيان وخود در سرزمينهاى اسلام نامبردار وفخر آور است . ولى تودهء مردم جولاههاند ، آبش شيرينى ندارد وهوايش خوب نيست . دژى بر آنست كه چهار دروازه دارد : نرماسير ، كوسكان ، اسبيكان ، كورجين . در ميان قصبه دژى هست كه يك جامع وچند بازار در آن است وديگر بازارها در بيرون است .
در كنار شهر نهرى روانست كه از محلهء بزازان ، شهر را مىشكافد وبه دژ وارد شده از آنجا به باغها مىرود . ساختمانها با گل چسبان خوب است . از بازارهايش ، يكى بازار پل گرگان است . بيشتر از كاريز مىآشامند . از [ بهترين گرمابههاى بنام آن ، گرمابهء كوچهء بيذ « 1 » است .
كوه « كود » در يك فرسنگى است . آسياهايشان بر آبى نزديك آنست .
ديهى بزرگ نزديك آنست كه بيشتر پارچهها را در آن مىبافند .
طوشتان : بستان بسيار وگندم نيكو دارد . از نهر وچند كاريز مىآشامند وخود كشتزار مىباشد .
دارژين : جامعي زيبا دارد . از نهر مىآشامند . بوستانها * وكشتزارها ودرآمد وگردشگاهها بسيار است .
هامش
( 1 ) متن : حمام زقاق البيد .