از آن بالا روند ، در آنجا ستونها وتنديسها از سنگ سياه [ وآثاري با محرابهائى شگفت آور ، همانند ورزشگاههاى شام هست . در زير آنجا چشمهء آبى هست كه گويند هر كس از آن بياشامد باقيماندهء چهل روزهء خمر از تن أو بيرون مىرود . در ميان ستونها ، گرمابه و « مسجد سليمان » « 1 » مىباشد . كسى كه در اين ورزشگاه بايستد ، آبادىها وكشتزارها زير پا ودر ديدگاه أو است .
عضد الدولة ، بر رودخانهاى كه ميان شيراز واستخر هست با ديوارى بلند بندى بسته « 2 » كه زير سازى آن از سرب مىباشد . آب پشت اين سد بالا آمده درياچه ساخته است . در دو سوى آن همانند آنچه در خوزستان « 3 » گفتم ده دولاب نهاده شده كه زير هر دولاب « 4 » آسيابى سوار شده است .
امروزه اينجا از شگفتيهاى ديدنى فارس بشمار است كه شهري در آنجا [ با گرمابههاى خوب وجامعي زيبا ] ساخته شده ، كاريزها آب را به سيصد دية مىرسانند . در اين روستا سيبهائى هست كه نيمش شيرين وبرخى ديگرش ترش است .
در شهر شاپور تنديس غلامي از سنگ سياه هست كه لنگ بربسته
هامش
( 1 ) به ناحيت استخر بناهاى عظيم از سنگ صورتها كرده وبران نبشته ونگاشته [ فارسها ] گويند آنجا مسجد سليمان [ بن داود ] است ( استخرى ع . 15 پ 131 )
( 2 ) ص 440 : 12
( 3 ) ص 402 / 411
( 4 ) متن : [ تحت كل دولاب رحا ] در پانوشت نسخه بدل «C» [ تحت كل ناعورة رحا ] آمده ومىافزايد : [ از هر سو لولهها نهادهاند كه آب با فشار از آنها بر پرههاى چرخ ريخته آنها را بگرداند وكاسهها كه بدان آويخته پر آب شده چون به بالا آيند بر دهانهء جوئى ريزند كه روان شود ] پيداست كه در كنار سد جاى دولاب آسيا است نه دولاب ناعور كه آب را از پائين به بالا مىكشاند ، پس متن درستتر از نسخه بدل است