تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
جامه دار شد و به زاد و توشه قريش دست يافتند . چون فديه اسيران را گرفتند هر نيازمندى از ايشان بى نياز و توانگر شد . گويد : پيامبر ( ص ) قيس بن ابى صعصعه را كه نام و نسب پدرش عمر بن يزيد بن عوف بن مبذول است به فرماندهى پيادگان گماشت و به او فرمان داد مسلمانان را بشمرد . قيس آنان را كنار چاه ابو عبيدة فرود آورد و شمرد و به پيامبر ( ص ) خبر داد . پيامبر ( ص ) از بيوت السقيا حركت فرمود ، درهء عقيق را پيمود و سپس راه مكيمن را پيمود و چون به ريگزار ابن ازهر رسيد زير درختى كه آنجا بود فرود آمد . ابو بكر برخاست و از چند سنگى كه آنجا بود محراب و سجده گاهى فراهم آورد كه پيامبر ( ص ) آنجا نماز گزارد ، و تا صبح دوشنبه همانجا بود . آنگاه آهنگ ملل و تربان كرد كه ميان حفيره و ملل است . واقدى مى گويد : سعد بن ابى وقاص مى گفت : هنگامى كه در تربان بوديم پيامبر ( ص ) به من فرمود : اى سعد اين آهو را ببين . من تيرى در كمان نهادم ، پيامبر برخاست و چانهء خود را ميان شانه و گوش من نهاد و عرضه داشت : پروردگارا تير او را استوار بدار و به هدف بنشان . تير من به گلوى آهو خورد . پيامبر ( ص ) لبخند زد ، من دويدم و آهو را كه هنوز رمق داشت گرفتم و سرش را بريدم و لاشه‌اش را با خود برديم و چون در فاصله نزديكى فرود آمديم پيامبر ( ص ) دستور فرمود گوشت آن را ميان يارانش تقسيم كردند . واقدى مى گويد : همراه ياران رسول خدا فقط دو اسب بود ، يكى از مرثد بن ابى مرثد غنوى و ديگرى از مقداد بن عمرو بهرانى ، هم پيمان بنى زهره . و گفته شده است اسب ديگر از زبير بوده است . در اينكه بيش از دو اسب نبوده است اختلافى نيست ، و اين هم قطعى است كه يك اسب از مقداد بوده است . از قول ضباعة دختر زبير از مقداد روايت شده كه گفته است : در جنگ بدر همراه من اسبى بود كه سبحة نام داشت . سعد بن مالك غنوى هم از پدران خود نقل مىكند كه مرثد بن ابى مرثد غنوى در جنگ بدر شركت كرد و بر اسبى به نام سيل سوار بود .
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 60 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى