1 . يكى از اين وريدها ( كه بزرگترين است ) بر شانه امتداد مىيابد و آن موسوم به وريد كتفى مىباشد و وريد قيفال از آن ناشى مىگردد ؛
2 و 3 . دو وريد ديگر در دو پهلوى وريد كتفى تا رسيدن به سر كتف همراه مىباشند ، ليكن يكى با رسيدن به سر كتف ، همانجا متوقف مىشود و از آن عبور نمىكند ، بلكه در آن پراكنده مىگردد و وريد دوم كه جلوى وريد اول است از آن گذشته و به سر بازو مىرسد و در آنجا پراكنده مىگردد .
اما وريد كتفى « 1 » از هر دوى آنها پيشى گرفته و تا انتهاى دست ادامه مىيابد ؛ اين ( وضعيت انشعابات دو وريد ، پيش از تشكيل دو وداج معروف از آنها ) را بدان .
وداج ظاهر
پس از آميخته شدن دو فرد ( و تشكيل وداج ظاهر ) به دو بخش تقسيم مىگردد :
1 . بخشى از آن پنهان مىگردد و از آن رشتههاى كوچكى در فك فوقانى منتشر مىگردد ، و همچنين رشتههايى كه به مراتب از رشته اول بزرگتر است در فك تحتانى پراكنده مىگردد و بخشهايى از هر دو رشته ( كوچك و بزرگ ) پيرامون زبان و سطح رويين از بخشهاى ماهيچه واقع در آن منتشر مىگردد .
2 . بخش ديگر آشكار مىگردد و در مواضعى از سر و گوشها منتشر مىگردد .
وداج غاير ( پنهان )
وداج پنهان با مجراى مرى همراه مىباشد و با او به صورت مستقيم رو به بالا مىرود و در مسير خود رشتههايى را به جا مىگذارد كه با رشتههاى آمده از وداج ظاهر مىآميزد .
همه آنها در مرى ، حنجره و همه اجزاى ماهيچههاى پنهان توزيع مىگردند و انتهاى آن به سوى منتهاى درز لامى مىرسد و در آنجا شعبههايى در اعضاى « 2 » واقع بين مهره اول و مهره دوم گردن منتشر مىگردند و از آن موى رگى به سوى مفصل سر و گردن مىرود .
هامش
( 1 ) كه در وسط دو زوج قرار دارد .
( 2 ) ماهيچهها ، عصبها و رباطٌّها .