3 . شاخه سوم كه بزرگترين است از روى بازو به سوى دست عبور مىكند و آن موسوم به وريد ابطى ( زير بغلى ) مىباشد .
آنچه از انشعاب نخست ( وريد اجوف بالارو ) به جا ماند كه يك فرد آن « 1 » به شاخههاى متعدد مزبور منشعب گرديد ، به سوى گردن بالا مىرود و پيش از اين كه از گردن عبور كند به دو بخش تقسيم مىگردد : 1 . وداج ظاهر ؛ 2 . وداج غاير ( پنهان ) .
وداج ظاهر در ضمن بالا رفتن از ترقوه به دو بخش تقسيم مىگردد :
يك بخش با جدا شدن به سوى جلو و ( با انحراف به سوى ) جانب مىرود ؛
بخش دوم در ابتدا رو به جلو مىرود و اندكى پايين مىآيد ، سپس بالا مىرود و رو مىآيد در حالى كه مجدداً از ترقوه آشكار مىگردد و بر آن حلقه مىزند ، سپس بالا مىرود و رو مىآيد در حالى كه بر ظاهر گردن آشكار مىگردد ، اين مسير ادامه دارد تا به بخش نخست ملحق گردد و با آن آميخته شود ؛ در نتيجه از آميزش آن دو ، وداج ظاهر معروف به وجود مىآيد .
از اين بخش پيش از آميخته شدن با بخش نخست دو رشته ( دو زوج ) « 2 » جدا مىگردد :
1 . يك رشته « 3 » به صورت عرضى مىرود سپس در محل فرورفتگى پيوند دو ترقوه به هم مىرسند ؛
2 . رشته دوم « 4 » به صورت اريب بر سطح گردن آشكار مىگردد و دو فرد آن با هم تماس نمىيابند .
از اين دو زوج رشتههاى تار عنكبوتى منشعب مىگردد كه محسوس نمىباشد . « 5 » ليكن گاه تنها از زوج دوم در جمله انشعابات آن ، سه وريد محسوس و با اهميت ، پراكنده مىگردد و ديگر انشعابات آن مشهود نمىباشد .
هامش
( 1 ) مقصود شاخهاى از اجوف بالارو مىباشد كه گفته شد ؛ اين وريد بزرگترين وريد قلب شمرده مىشود .
( 2 ) اين دو رشته به صورت دو زوج مىباشد ، چنانچه در عبارات بعدى بدان تصريح مىشود .
( 3 ) يك فرد به جانبى و فرد ديگر به جانب ديگر .
( 4 ) اين رشته نيز چنانچه از عبارت « دو فرد آن با هم تماس نمىيابند » روشن مىشود ، زوج مىباشد .
( 5 ) رشتهها بسيار نازك است مانند تار عنكبوت ، براى تغذيه اعضايى كه جز اين دو زوج وريد ديگرى به آنها نمىرسد ، تشكيل اين رشتهها پيش از آميختن و بعد از آن مىباشد .