مىشود وقتى به غضروف خنجرى مىرسد ، دستهاى از آن به سوى ماهيچه متراكمِ حركت دهنده شانه مىرود و در آن پراكنده مىگردد ، و دستهاى ديگر به سوى پايين ، زير ماهيچه مستقيم « 1 » مىرود و رشتههايى در آن پراكنده مىسازد ، و انتهاى رشتههاى آن به رشتههايى كه از استخوان خاجى بالا آمده پيوند مىخورد كه به زودى درباره آن سخن خواهيم گفت .
ادامه هر يك از آن دو رشته كه زوجى را تشكيل مىدهند هر فرد از آن ، پنج شاخه از خود به جا مىگذارد :
1 . شاخهاى در سينه پراكنده مىگردد و چهار دنده فوقانى را تغذيه مىنمايد ؛
2 . شاخهاى در محل دو شانه پراكنده مىگردد و آن را تغذيه مىنمايد ؛
3 . شاخهاى به سوى ماهيچههاى فرو رفته در گردن مىرود تا آنها را تغذيه نمايد ؛
4 . شاخهاى در شكاف شش مهره بالايى گردن وارد مىشود و با عبور از آن به سوى سر مىرود ؛
5 . شاخهاى بزرگ كه بزرگترين آنهاست از هر طرف به سوى زير بغل مىرود و به رشتههاى چهارگانهاى تقسيم مىگردد :
1 . رشته اول در ماهيچههاى روى استخوان جناغ پراكنده مىگردد و آن از ماهيچههايى است كه مفصل شانه را حركت مىدهد ؛
2 . رشته دوم در گوشت نرم « 2 » و در پردههاى صفاقى زير بغل پراكنده مىگردد ؛
3 . رشته سوم بر جانب سينه به سوى سطح مراق پايين مىرود ؛
4 . رشته چهارم كه بزرگترين آنهاست و به سه شاخه تقسيم مىشود :
1 . شاخهاى در ماهيچههاى واقع در فرورفتگى شانه پراكنده مىگردد ؛
2 . شاخهاى در بين ماهيچه بزرگ واقع در زير بغل پراكنده مىگردد ؛
هامش
( 1 ) ماهيچه راست بر طول شكم قرار دارد .
( 2 ) مقصود غده زير بغل مىباشد .