اين رشتهها به مانند ريشههاى درخت « 1 » روييده به طرف عمق رويشگاه خود پيش مىرود .
انتهاى واقع در گودى سطح كبد هم زمان با جدا شدن از كبد به هشت شاخه تقسيم مىگردد ، كه شامل دو شاخه كوچك و شش شاخه بزرگتر مىباشد .
يكى از دو شاخه كوچك براى مكيدن غذا به خود روده موسوم به دوازدهه « 2 » پيوند مىخورد ، و از آن رشتههايى منشعب مىشود كه ( براى تغذيه ) در جرم موسوم به انقراس « 3 » پراكنده مىگردد .
شاخه دوم در بخشهاى تحتانى معده و نزد بواب « 4 » ، كه دهانه پايينى معده است ، براى به دست آوردن غذا پراكنده مىگردد .
يكى از شش شاخه باقى مانده براى غذارسانى به سوى سطح رويين معده فرستاده مىشود زيرا سطح داخلى معده با غذاى اوليه واقع در آن تماس مىيابد و به وسيله همين تماس تغذيه مىشود . « 5 »
هامش
( 1 ) آملى مىگويد : مقصود از ريشههاى درخت كه در تمثيل رشتههاى اين بخشها بيان شده ، رگها مىباشد ؛ زيرا آنچه در عمق رويشگاه مىرود رگ است و بخشهاى پنج گانه به منزله درختان مىباشد .
قرشى چون رشتهها را نفس بخشهاى پنج گانه مىداند لذا مىگويد اين بخشها به منزله ريشههاى درخت مىباشد كه از جرم كبد غذا را مىرساند . ( شرح آملى ، ص 324 )
( 2 ) روده دوازدهه (Duodenum) لولهاى است به شكلCبا طول تقريبى 25 سانتى متر كه مانند حلقهاى سر پانكراس را در برمىگيرد . ( ضروريات آناتومى اسنل ، ص 336 ) حكيم جيلانى به نقل از جالينوس مىگويد : ابروفلن اين روده را دوازدهه ناميد ؛ زيرا طول آن به اندازه دوازده انگشت صاحب آن مىباشد ، جيلانى در ادامه مىگويد : اين نكته بين طبيبان به غلط مشهور مىباشد و ناشى از بدى ترجمه است ، و مشاهده و قياس آن را نادرست مىانگارد و به نظر محيط اين روده ( نه طول آن ) به اندازهاى است كه اين مقدار را بپوشاند . ( جامع الشرحين ، ص 324 )
( 3 ) تعبير « المسمّى بانقراس » موسوم به انقراس ، با گمان به اصلى بودن باء به پانكراس (Pancreas) برگردانده شده است .
حكيم جيلانى مىگويد : انقراس ( لوز المعده ) گوشت نرمى است كه وضعيت عروق واقع بين كبد و دوازدهه را حفظ مىكند . جالينوس مىگويد : انقراس ( مربض ) گوشت نرمى از جنس غده مىباشد كه در اين موضع زير رگهاى ضرباندار و بىضربان گسترده شده است . . . . ( جامع الشرحين ، ص 324 ) لوزالمعده عضوى نرم است كه بر روى جدار خلفى شكم در پشت معده و خلف صفاق قرار دارد . . . ( ضروريات آناتومى اسنل ، ص 351 )
( 4 ) بوّاب ( پيلورPyloric( ) دهانه خروجى معده و متصل به دوازدهه مىباشد .
( 5 ) از اين رو ديگر نياز به آمدن وريد به آن نمىباشد و با كيلوس واقع در معده كه نزديك به خون گرديدن است تغذيه مىنمايد .