7 . آنچه به سوى پرده حاجز مىرود ؛
8 . آنچه همراه با شاخهاى به سوى شانه مىرود ؛
9 . آنچه به سوى معده ، كبد ، طحال و رودهها مىرود ؛
10 . آنچه از پرده مراقى شكم سرازير مىشود ؛
11 . رگهايى كه به تنهايى در ( ماهيچههاى واقع بر ) استخوان خاجى قرار دارند . « 1 »
هرگاه شريان با وريد بر ستون پشت « 2 » همراه گردد « 3 » ، شريان بر وريد سوار مىگردد ، تا عضو پستتر عضو برجستهتر را حمل نمايد ، ليكن در اندام آشكار بدن ، شريان تحت پوشش وريد قرار گرفته تا پوشيدهتر و مصونتر باشد و وريد براى آن به منزله سپرى محافظ است .
همراهى شريانها با وريدها براى دو هدف مىباشد :
1 . وريدها به وسيله غشاهاى پوشاننده شريانى با شريانها پيوند داده شوند و اعضاى واقع بين آن دو سيراب گردند . « 4 »
2 . شريان و وريد از يكديگر سيراب شوند . پس آن را بدان . « 5 »
هامش
( 1 ) آملى مىگويد : شيخ به مصاديق و موارد قسم دوم يعنى شريانهاى همراه وريدها به جز دو شريان بزرگ پا ، اشارهاى نكرد لذا از آنچه بيان گرديد روشن مىشود كه غير از موارد ياد شده ديگر شريانها همراه با وريدها مىباشند . ( شرح آملى ، ص 322 )
( 2 ) يعنى اگر عبور آن دو داخل فقرات پشت و محاذى آنها باشد .
( 3 ) اين عبارت بر اساس نسخه تهران ، آملى و جيلانى ترجمه گرديد با توجه به نسخه آملى در اين عبارت ، تصحيفِ جابجايى صورت گرفته است يعنى عبارت صحيح « العروق التى فى عضل الموضوعة على عظم العجز وحده واذا رافق الشريان الوريد على الصلب » به عبارت غلط ذيل تصحيف شده است « العروق التى فى عظم العجز وحده واذا رافق الشريان العضل الموضوعة على الوريد على الصلب » .
( 4 ) آملى مىگويد : بين وريد و شريان عضوى قرار ندارد پس مقصود از اعضاى واقع بين آن ، دو جانب آنها مىباشد . ( شرح آملى ، ص 322 )
( 5 ) از اين عبارات و شواهد ديگر استفاده مىشود كه بين شريانها و وريدها ارتباط وجود دارد چنان كه اهوازى بدان تصريح مىكند : وريدها منافذى به سوى شريانها دارند دليل بر آن هرگاه شريانى زده شود همه خون وريدى نيز تخليه مىگردد . ( كتاب كامل الصناعه ، ج 1 ، ص 139 )