شاخه دوم به سوى طحال مىرود تا آن را تغذيه نمايد و پيش از رسيدن به طحال رشتههايى از آن منشعب مىگردد تا جرم موسوم به انقراس ( لوز المعده ) را از صافترين خونى كه به طرف طحال مىرود تغذيه نمايد « 1 » سپس به طحال پيوند مىخورد « 2 » و با اتصال به طحال ، رشتهاى شايسته از آن باز مىگردد كه براى تغذيه در طرف چپ معده توزيع مىشود .
پس از استقرار شاخه نفوذكننده در طحال در وسط آن ، بخشى از آن رو به بالا و بخش ديگر رو به پايين مىرود ، رشتهاى از بخش بالارو براى تغذيه در نيمه فوقانى طحال پراكنده مىشود و بخش ديگر ( از بدنه طحال ) بيرون مىزند تا به برآمدگى معده برسد ، سپس به دو بخش ديگر تقسيم مىگردد ، بخشى براى تغذيه معده در سطح چپ آن پراكنده مىشود و بخش ديگر براى تخليه سوداى زايدِ گس مزه و ترش به دهانة معده فرو مىرود تا از اين راه مادة زايد « 3 » را در ضمن ديگر مواد زايد از بدن پاكسازى نمايد و دهانة معده « 4 » را گزيده ، لذا با تحريك آن باعث بيدارى اشتها گردد ، پيش از اين درباره آن ( در بحث منافع سوداء ) سخن گفتيم .
بخش پايين رو نيز به دو قسمت تقسيم مىگردد ، رشتهاى از بخشى از آن در نيمه تحتانى طحال براى تغذية آن پراكنده مىگردد و بخش دوم ( از بدنه طحال ) به سوى پرده ثرب « 5 » بيرون مىآيد و در آن براى تغذيه پراكنده مىگردد .
شاخه سوم از شش شاخه اول به طرف چپ ( از باب ) مىرود و در نهرهاى عروقى پيرامون روده مستقيم براى مكيدن تفالة غذاى به جا مانده پراكنده مىگردد .
شاخه چهارم از شش شاخه ، مانند مو پراكنده مىگردد برخى در سطح آشكار سمت راست برآمدگى معده ، درست برابر شاخه آمده به طرف چپ از طحال پراكنده مىگردد ، و
هامش
( 1 ) خون مورد تغذيه طحال سوداى غليظ است و خون مورد تغذيه لوزالمعده سوداى آبكى و رقيق مىباشد .
( 2 ) از اينجا ارتباط بين نارسايى لوز المعده ( بيمارى ديابت ) و سوداء و علايم مشترك آن روشن مىگردد .
( 3 ) يعنى سوداى اضافه بر نياز بدن .
( 4 ) فم معده ( كارديا (Cardiac) به دهانه ورودى معده متصل به مرى اطلاق مىگردد .
( 5 ) پرده ثرب چادرينهها (Omenta) روى معده و رودهها كشيده شده ، نيروى هاضمه را در انسان يارى مىنمايد و با گوهر شحمى خود ، حرارت را در خود نگه مىدارد ، پرده ثرب آسترى براى صفاق مىباشد .