جناغ « 1 » و ماهيچههاى واقع در خارج سينه مىرسند ، و رشته عصبهايى كه مبدأ و خروجى آن از مهرههاى دندهاى كاذب مىباشد به سوى ماهيچههاى بين دندهاى و ماهيچههاى شكم مىروند .
رگهاى ضرباندار و ساكن با رشتههاى اين اعصاب همراه مىگردد و ( براى خون رسانى ) از منافذ خروجى اين اعصاب وارد طناب نخاعى مىگردند .
فصل پنجم : تشريح عصب مهرههاى كمر « 2 »
اعصاب كمرى همگى در اين كه شاخهاى از آنها ( به سوى عقب ) براى عصب رسانى ماهيچههاى پشت و شاخهاى از آنها ( به سوى جلو ) براى عصب رسانى ماهيچههاى شكم و ماهيچههاى پوشاننده پشت بروند ، مشتركند ، ليكن سه زوج فوقانى از آنها با عصب فرود آمده از مغز آميخته مىباشند ، و دو زوج به جا مانده چنين آميختگى را ندارند .
دو زوج پايين رو ، شاخههاى بزرگى را به سوى دو ساق پا مىفرستند ، با اين خصوصيت كه شاخهاى از زوج سوم و شاخهاى از اولين عصب خاجى با اين شاخهها آميخته مىباشند ، جز اين كه دو شاخه ياد شده از مفصل سرين جلوتر نمىروند و در ماهيچههاى مفصل آن پراكنده مىگردند ، ولى اين دو زوج با عبور از سرين به سوى دو ساق پا پيش مىروند .
تفاوت بين عصب رسانى رانها و پاها با عصب رسانى در دستان در اين است كه اعصاب ران و پا همگى در يك نقطه متمركز نمىشوند ، سپس فرو رفته به سوى درون مايل گردند « 3 » ، زيرا شكل پيوند بازو به استخوان شانه مانند پيوند ران به استخوان سرين نمىباشد و همچنين اتصال عصب ران به رويشگاه خود با اتصال عصب بازو به رويشگاه خود متفاوت مىباشد . « 4 »
هامش
( 1 ) اضلاع خُلَّص ( دندههاى خالص و حقيقى .
( 2 ) اعصاب كمرى پنج زوج مىباشند .
( 3 ) بلكه همه آنها از جانب خلفى پا عبور مىنمايند .
( 4 ) زيرا بين مفصل شانه و رويشگاه اعصاب دست كه از مهرههاى گردنى مىباشد ، فاصله وجود دارد ولى مفصل سرين به خروجى اعصاب پا كه مهرههاى كمرى و خاجى مىباشد نزديك است با اين تفاوت ، بديهى است كه وضعيت قرار گرفتن شبكههاى عصب در اين دو موضع متفاوت باشد .