از آنجا كه كار پرده حاجز بسيار با اهميت است « 1 » براى عصب رسانى بدان از مبادى متعدد عصب بهره گيرى گرديد تا اگر آسيبى به يك مبدأ عصب وارد گردد ، پرده حاجز دچار تباهى نگردد .
فصل چهارم : تشريح عصب مهرههاى سينه « 2 »
محل خروج زوج اول از رشته عصبهاى سينهاى ، شكاف بين مهره اول و دوم از مهرههاى سينه مىباشد و به دو شاخه تقسيم مىگردد :
بزرگترين شاخه آن در بين ماهيچههاى دندهاى « 3 » و ماهيچههاى پشت پراكنده مىگردد ؛
شاخه دوم ( كوچكتر ) روى دندههاى نخستين امتداد مىيابد و با هشتمين عصب گردنى همراه مىگردد و هر دو به سمت دو دست امتداد مىيابند تا ( براى رساندن حس و حركت ) به ساعد و كف دست برسند .
محل خروج زوج دوم ، از شكاف واقع بعد از شكاف ياد شده مىباشد ، يك شاخه « 4 » از آن براى رساندن حس به سطح بازو عصب رسانى مىكند . « 5 »
شاخه باقى مانده « 6 » همراه با ديگر زوجهاى به جا مانده « 7 » پس از تجمع به سمت ماهيچههاى واقع بر استخوان شانه كه حركت دهنده مفصل آن مىباشند و نيز ماهيچههاى پشت مىروند .
رشتههايى از اين عصب كه از مهرههاى سينه مىرويد و به سوى شانه نمىرود
براى عصب رسانى به ماهيچههاى پشت و ماهيچههاى بين دندهاى متصل به استخوان
هامش
( 1 ) ترويح قلب و رساندن هوا بدان و دفع بخار دخانى از آن مىباشد .
( 2 ) اعصاب نخاعى كه از مهرههاى سينه خارج مىگردد دوازده زوج و يك فرد از عصب مىباشد .
( 3 ) اعصاب دندهاى (Intercostal Nerves) اعصاب بين دندهاى شاخههاى قدامى 11 عصب نخاعى سينهاى اول هستند هر عصب بين دندهاى ، وارد يك فضاى بين دندهاى مىشود . ( ضروريات آناتومى اسنل ، ص 260 )
( 4 ) اين زوج نيز به دو شاخه از عصب تقسيم مىگردد .
( 5 ) لذا به دليل همين تقارن عصب در بيمارى ذات الجنب دست دچار درد مىگردد .
( 6 ) يعنى شاخه دوم از زوج دوم .
( 7 ) يعنى ده زوج عصب باقى مانده از اعصاب سينهاى .