تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قانون در طب ( فارسى ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
استخوان قاپ در حقيقت در وسط قرار دارد « 1 » و چنين پنداشته مىشود كه به خاطر گودى كف پا به سمت بيرون منحرف گرديده است . استخوان قاپ از ناحيه قدامى به استخوان زورقى پيوند مفصلى خورده است و استخوان زورقى از ناحيه خلفى به استخوان پاشنه و از ناحيه قدامى به سه استخوان از استخوان‌هاى كف پايى متصل مىباشد و از جانب خارجى به استخوان نردى كه اگر خواستى آن را استخوان جداگانه‌اى بر شمار و اگر خواستى آن را استخوان چهارم براى استخوان‌هاى كف پايى قرار بده . پاشنه ، زير استخوان قاپ قرار دارد ، بسيار سخت و به سمت عقب مدور مىباشد تا در برابر اصطكاك و آسيب‌ها مقاومت نمايد ، سطح تحتانى آن نرم و هموار مىباشد تا زير پا به خوبى يك دست و برابر قرار گيرد و گام هنگام ايستادن بر جايگاه خود منطبق گردد . اندازه پاشنه ، متمايل به بزرگى آفريده شده تا بار بدن را بكشد . ريخت پاشنه ، مثلّث مايل به كشيدگى ( يعنى به شكل مكعب مستطيل ) مىباشد بدين گونه كه ( از سمت استخوان زورقى ) اندك اندك باريك مىگردد تا به گودى كف پا برسد و در گودى رو به بيرون پا ناپديد مىگردد ، تا گودى كف پا به تدريج از پشت به وسط پا شكل گيرد . وضعيت استخوان‌هاى مچ پا با استخوان‌هاى مچ دست متفاوت مىباشد ، استخوان‌هاى مچ پا در يك رديف چيده شده‌اند ، و استخوان‌هاى مچ دست در دو رديف و علاوه بر آن تعداد آنها به مراتب از استخوان‌هاى مچ دست كمتر مىباشد ، دليل اين تفاوت در اين است كه نياز به حركت و در خود گرفتن اشيا براى مچ دست بيشتر نسبت به گام مىباشد و بيشترين نقش گام در ايستادن است و زيادى تعداد استخوان‌ها و ( در پى آن ) تعدد مفاصل باعث سستى و به وجود آمدن روزنه‌هاى خالى بيش از اندازه مىگردد و اين به
هامش
( 1 ) بين استخوان ساق و پاشنه به‌طور مستقيم مفصل نشده است ؛ زيرا پاشنه بايد بسيار با ثبات روى زمين قرار بگيرد در حالى كه مفصل ساق با گام از مفاصل متحرك مىباشد ، لذا استخوان قاپ در اين بين ، واسطه قرار داده شد .