باشند و علاوه بر آن سختى آنها به اندام نرم و پرده حاجز برخورد نكرده ( و باعث آسيب نشود ) ، بلكه جرمى معتدل در نرمى و سختى بين آنها حايل گردد .
فصل پانزدهم : تشريح استخوان جناغ
استخوان جناغ « 1 » از هفت استخوان تشكيل شده و به دليل فايدهاى كه در ديگر موارد دانسته شد از استخوان يك پارچه آفريده نگرديده است و علاوه بر آن تا در انبساط آنچه بر آن احاطه دارد از اعضاى تنفسى « 2 » روانتر عمل نمايد ، بدين منظور از بافتى ترد « 3 » و شكننده آفريده شده و براى كمك به حركت نامحسوسى كه براى خود ( جناغ ) دارد ، به غضروفها پيوسته اگرچه مفصلهاى آن محكم مىباشد .
استخوان جناغ به تعداد دندههاى پيوسته بدان هفت بند آفريده شده و به پايين آن صفحهاى استخوانى پهن شبيه به غضروف پيوند خورده است كه انتهاى پايين آن مايل به گردى است و به دليل شباهت آن به خنجر آن را استخوان خنجرى مىنامند « 4 » و نقش حفاظتى براى دهانه معده ايفا مىنمايد و افزون بر آن حايل بين جناغ و اندام نرم قدامى شكم مىباشد و - چنان كه بارها گفتيم - پيوند شايستهاى بين عضو سخت با عضو نرم برقرار مىنمايد .
فصل شانزدهم : تشريح استخوان ترقوه
ترقوه ( چنبر گردن ) « 5 » استخوانى است كه به دو طرف از بخش فوقانى جناغ پيوند خورده و با انحناى خود ( و گود شدنش ) نزد فرو رفتگى گلو شكافى « 6 » خالى مىگردد كه رگهاى
هامش
( 1 ) استرنوم (Sternum) .
( 2 ) ريه و حجاب حاجز .
( 3 ) » هشّ » ترد و شكننده ، بافتى نزديك به غضروف دارد .
( 4 ) زايده گزيفوئيد (XiphiodProcess) .
( 5 ) استخوان كلاويكل (Clavicle) ، استخوان دراز باريك و (S) شكل است كه بهطور افقى قرار مىگيرد . . . كلاويكل مانند بستى عمل مىنمايد كه اندام فوقانى را از تنه دور نگه مىدارد اين استخوان ، نيروى وارده به اندام فوقانى را به اسكلت محورى انتقال مىدهد . . . . كلاويكل در تمام طولش ، درست در زير پوست قرار دارد ، دو سوم داخلى آن به سمت جلو محدّب و يك سوم خارجى آن به سمت جلو مقعّر است . ( ضروريات آناتومى اسنل ، ص 30 )
( 6 ) نرسيده به گودى گلو اين شكاف غير از فرورفتگى جلو گلو ( يعنى نحر ) مىباشد ، در واقع موازى آن در هر جانب مىباشد .