1 . قلب ، منشأ نيروى حياتى بدن مىباشد ؛
2 . مغز ، منشأ نيروى حسى و حركتى بدن مىباشد ؛
3 . كبد ، منشأ نيروى غذا رسان بدن مىباشد .
اعضاى فرمانده به اقتضاى حيات نسل ، اين سه عضو به اضافه عضو چهارم كه به ابقاى نسل اختصاص دارد ، و آن بيضهها مىباشد كه وجود آن در بدن يك جنبه ضرورى دارد و يك جنبه انتفاعى ؛ اما ضرورت وجود بيضهها در بدن ، توليد منى ( اسپرم ) « 1 » نگه دارنده نسل مىباشد ، و جنبه انتفاعى وجود آنها در بدن تماميت بخشى به شكل « 2 » و مزاج نرينه و مادينه « 3 » كه ( دو صفت و ) عارضه لازم براى همه انواع حيوانات مىباشد و نه از صفات ذاتى در نفس حيوانيت « 4 » » اعضاى فرمان بر » پارهاى فرمان برى در جنبه تهيه و آماده كردن و پارهاى ديگر فرمان برى در رساندن را به عهده دارند ، فرمان برى در جنبه آماده كردن را خدمت بهره گويند و فرمان برى در جنبه خدمت رسانى را خدمت مطلق نامند ، فرمان برى در آماده كردن ( پشتيبانى ) بر فعل فرمانده ( رئيس ) تقدم دارد و فرمان برى در خدمت رسانى نسبت به فعل او تأخر دارد .
« قلب » عضو فرمانده ( در آن نيروى حياتى ) و عضو فرمان برِ آماده كننده « 5 » آن مانند : ريه ، و عضو فرمان برِ خدمت رسان آن مانند : شريانها ( سرخ رگها ) « 6 » مىباشد .
« مغز » عضو فرمانده ( در آن نيروى نفسانى ) و عضو فرمان برِ آماده كننده آن مانند : كبد و ديگر اعضا ، شامل اعضاى دستگاه گوارش « 7 » و اعضاى نگه دارنده روح ( مثل ريه ) « 8 » مىباشد ، و عضو فرمان برِ رساننده آن مانند : دستگاه عصبى مىباشد .
هامش
( 1 ) مقصود از توليد منى توسط بيضهها ، نضج و ايجاد استعداد براى نيروى مولده مىباشد و ماده منى در اعضاى پيش از بيضه به وجود مىآيد .
( 2 ) شكل و هيأت نرينه ( مردى ) و مادينه ( زنى ) مانند استخوان بندى ، فراخى سينه ، تن صدا و ديگر ويژگىها .
( 3 ) در زنان نيز وجود بيضه ( تخمدان ) پنهان در كامل كردن مزاج و ساير ويژگىهاى زنانه مؤثر مىباشد .
( 4 ) نر و ماده بودن از عوارض لازم و جدا نشدنى حيوان محسوب مىشود نه از فصول و صفات مقوم ذات كه با فقدان آن از دايره حيوانيت خارج گردد .
( 5 ) آماده كننده هوا براى قلب و در باز دم تخليه هواى سوخته از آن .
( 6 ) رساننده روح حياتى به همه اعضاى بدن .
( 7 ) اعضاى غذايى آماده كننده مانند دهان ، مرى و معده .
( 8 ) اعضاى نگهدارنده روح مانند بينى ، ناى ، ريه و شريان صاعد به مغز ( شبكه ) .