از عبارات شيخ الرئيس كه به ارتباط شريان ها و وريدها تصريح دارد انتهاى مبحث شريان ها مى باشد : « . . . وانما اصحبت الشرايين الاوردة لشيئين أحدهما لترتبط الاوردة بالغشية المجللة للشرايين وتستقى مما بينهما من الاعضاء والآخر ليستقى كل واحد منهما من الآخر » « 1 » همراهى شريانها با وريدها براى دو هدف مى باشد :
1 . وريدها به وسيله غشاهاى پوشاننده شريانى با شريان ها پيوند داده شوند و اعضاى واقع بين آن دو سيراب گردند . « 2 »
2 . شريان و وريد از يكديگر سيراب شوند .
بنابراين ريشه هايى از ارتباط بين شريان و وريد و نوعى گردش خون محيطى در تشريح گذشتگان ديده مىشود .
تشريح اعصاب دماغى و ريشه اختلاف در آن
پاره اى از اختلاف ها در تشريح به مشاهده و كالبد شكافى بر نمى گردد ، بلكه منشأ اختلاف آرا در نوع تفسير و گزارش از مشاهده مى باشد كه اين ، ريشه پاره اى از تفاوت ها مى باشد .
از جمله اين اختلافات ، اختلاف نظر در مورد ازواج مغزى است كه كالبدشكافان گذشته هفت زوج فرض نموده اند و شيخ الرئيس نيز در قانون آن را بيان نموده است و امروزه دوازده زوج مى دانند .
شيخ در بحث تشريح عصب مغزى زوج پنجم مى گويد : « أما الزوج الخامس فكل فرد منه ينشق بنصفين على هيأت المضاعف بل عند أكثرهم كل فرد منه زوج . . . » « 3 » يعنى :
هر فرد از زوج پنجم به دو شاخه منشعب مى گردد به شكل دو لايه ( مضاعف ) بلكه
نزد بيشتر علماى تشريح هر فردى از آن در حقيقت يك زوج جداگانه از عصب
محسوب مىشود .
هامش
( 1 ) قانون ، چاپ بولاق ، ص 61 .
( 2 ) آملى مى گويد : بين وريد و شريان عضوى قرار ندارد پس مقصود از اعضاى واقع بين آن دو ، دو جانب آن دو مى باشد .
( 3 ) قانون ، چاپ بولاق ، ص 55 .