موجود در بطن راست كه از آن ، قلب تغذيه نمايد به يقين نادرست مى باشد ؛ زيرا غذاى قلب ، تنها خون پراكنده شده از رگهاى پراكنده در جرم قلب مى باشد . . .
اين كه بطن سوم ( وسط ) چيست ؟ آيا مجراى ارتباط است بين دو بطن چنانچه از نسخه چاپ تهران استفاده مىشود كه ( يعدّه جالينوس دهليزا ومنفذا ليس ببطن ) و جرجانى نيز در ذخيره ، عين مفاهيم نسخه تهران را آورده است ، يعنى جالينوس بطن سوم را دهليز و منفذ مىداند و بطن نمى داند . ابن سينا در تشريح شريان در كتاب اول از دو تجويف سخن مى گويد ، پس منظور از بطن سوم در اينجا چيست ؟
اهوازى « 1 » وجود بطن سوم را انكار مى نمايد و مى گويد : « من التجويف الايمن الى التجويف الايسر منفذ تسميه قوم تجويفا ثالثا وليس كذلك . . . » .
داود انطاكى « 2 » مى گويد :
« براى قلب سه بطن هست ، بطن راست كه وريدها متصل مى باشند و بطن وسط كه در آن ارواح نضج مى يابند و بطن چپ . . . » .
پس حقيقت بطن سوم مبهم است . آنچه مسلم مى باشد اين است كه شيخ درباره عروق غذا رسان به قلب در كتاب نخست به وضوح سخن گفته است ، در تشريح آئورت مى گويد :
« شريان ديگر كه بزرگ تر مى باشد و ارسطوطاليس آن را اورتى ناميده است ، در ابتداى رويش از قلب دو شاخه مى فرستد ، بزرگترين آن به دور سطح قلب دائره مى زند و در اجزاى آن پراكنده مى گردد » .
اين تعبير از ابن سينا با شريانهاى كرونارى - اكليلى ( تاجى ) سازگار مى باشد .
مبدا وريدها قلب يا كبد
در تشريح اين كه مبدأ رگهاى ساكن ، قلب است يا كبد ، بين گذشتگان اختلاف نظر بوده است .
هامش
( 1 ) اهوازى ، كامل الصناعة ، ج 1 ، ص 108 .
( 2 ) داود انطاكى ، النزهة المبهجة در هامش تذكره ، ص 134 .