تشريح قلب و گردش خون بزرگ ( گردش محيطى )
درباره گردش بزرگ خون در بدن ، شواهد خوبى در كلام شيخ الرئيس ديده مىشود .
در تاريخ پزشكى مى خوانيم : « ويليام هاروى مى گفت : خون در سراسر بدن به تدريج در شريانهاى كوچك و كوچك تر جريان مى يابد ، سرانجام به جاى اين كه از بين برود به سوى وريدها راه مى يابد و از طريق آنها به قلب باز مى گردد ، به اين ترتيب خون در سراسر بدن مى گردد . . . تنها چيزى كه او نتوانست اثبات كند ارتباط بين شريانها و وريدها بود . . . . مارچلو مالپيگى ايتاليايى توانست با كمك ميكروسكوپ بخش هايى از دستگاه گردش خون را كه هاروى نتوانسته بود بيابد ، پيدا كند . او متوجه شد كه شريان ها و وريدها به وسيله عروق بسيار ريزى به نام موى رگ به هم متصل مى شوند . وى در سال 1661 موى رگ ها را در ريه به شكل يك قورباغه مشاهده كرد و نوشت :
با كمك عدسى من لكههاى پراكنده خون را نديدم بلكه عروقى را ديدم كه به شكل يك حلقه به هم متصل شده بودند اين عروق از يك سمت به وريد و از سمت ديگر به شريان مى رسيدند » « 1 » .
اينك به شواهد كلام ابن سينا در قانون و ديگر اطبّاى گذشته در اين باره
اشاره مى كنيم :
وى در بحث مزاج اعضا « 2 » مى گويد : « أحر ما فى البدن . . . ثم الدم وان كان متولدا فى الكبد فانه لاتصاله بالقلب يستفيد من الحرارة ما ليس للكبد . » گرمترين چيز در بدن . . . سپس خون ، هر چند در كبد به وجود مى آيد ، ولى به علت ارتباطش با قلب از
گرمى برخوردار است ، كه كبد از آن بىبهره مى باشد . شيخ در اين عبارت مى گويد : « لاتصاله بالقلب » خون به دليل متصل بودنش با قلب از گرمترين رطوبات بدن
شمرده مىشود .
هامش
( 1 ) تاريخ پزشكى ، ص 48 .
( 2 ) قانون ، چاپ بولاق ، ص 10 .