اسباب چهارگانه توليد خلط در بدن « 1 »
خلط خون
سبب فاعلى براى توليد خون ، حرارت معتدل ( كبد ) مىباشد ؛
سبب مادى براى توليد خون ، غذاها و نوشيدنىهاى معتدل و نيكو مىباشد « 2 » ؛
سبب صورى براى توليد خون ، نضج خوب مىباشد ؛
سبب غايى براى توليد خون ، تغذيه اعضاى بدن مىباشد ؛
خلط صفراء
سبب فاعلى براى توليد صفراى طبيعى ، كه كف روى خون است ، حرارت معتدل مىباشد ؛
سبب فاعلى براى توليد صفراى سوخته ، حرارت آتشين بسيار ، بويژه در كبد مىباشد ؛
سبب مادى براى توليد صفراء ، غذاهاى لطيفِ گرم و شيرينِ چرب و تند مىباشد ؛
سبب صورى براى توليد صفراء ، زياده روى در پختن به سوى افراط « 3 » مىباشد ؛
سبب غايى براى توليد صفراء ، دو جنبه ضرورى و انتفاعى كه پيش از اين گفته شد ، مىباشد .
خلط بلغم
سبب فاعلى براى توليد بلغم ، حرارت كم مىباشد « 4 » ؛
هامش
( 1 ) ابن سينا - رحمه اللَّه تعالى - پس از تعريف خلط ، و چگونگى ايجاد آن در دستگاه گوارش ، در صدد بيان اسباب چهارگانه براى توليد اخلاط در بدن مىباشد و پيش از اين درباره ضرورت وجود اسباب چهارگانه براى ايجاد و شناخت هر چيزى ، مختصر توضيح داده شد ، « علت فاعلى » : پديدآورنده ، « علت مادى » : مواد غذايى « علت صورى » : طرح و شكل ، « علت غايى » : مقصود و هدف .
( 2 ) سبب مادى توليد اخلاط در بدن ، مواد غذايى مورد مصرف مىباشد زيرا در همه مواد غذايى مقاديرى از اجزاى توليدكننده اخلاط وجود دارد ، ليكن هر ماده غذايى به آنچه بيشتر توليد مىكند نسبت داده مىشود ، مثلًا زرده تخم پرنده ، خون ساز است هر چند مقدارى صفراء و نيز اندكى بلغم از آن توليد مىگردد .
( 3 ) در بعضى از نسخهها « لا الى الافراط » دارد ؛ يعنى نه به سوى افراط ، كه با متن مناسبتر مىباشد ، زيرا بحث درباره صفراى طبيعى مىباشد ، و در صورت افراط ، صفراى غير طبيعى به وجود مىآيد .
( 4 ) سبب فاعلى براى توليد همه اخلاط در بدن حرارت معتدل كبد ، مىباشد ، ولى در خصوص بلغم گفته شد : حرارت قاصر و كوتاه ، از اين تعبير برخى استفاده كردهاند ، كه در هر گوارشى ، بلغم به وجود نمىآيد و حال اين كه توليد بلغم نيز در بدن ضرورى است ، و بعضى براى گريز از اين اشكال ، محل توليد بلغم را در غير كبد ؛ يعنى در معده مىدانند ، جرجانى در ذخيره مىگويد : بلغم دو گونه است ، طبيعى و ناطبيعى اما طبيعى ، غذايى است خام كه حرارت و قوت معده آن را تمام بگواريده باشد . . . و معدن بلغم معده است و هرگاه كه حرارت معده كمتر باشد و قوت هاضمه ، سخت ضعيف باشد ، بلغم بسيار تولد كند ، خاصه اگر خوردنىها سرد وتر باشد ( ذخيره خوارزمشاهى ، ص 13 ) . . . و تولد بلغم بيشتر اندر معده باشد و اندر رودههاى بالا و اندر جگر بنادر باشد و صفراء و سوداء بيشتر اندر جگر باشد و بنادر اندر معده و اندر رگها نيز باشد . ( ذخيره خوارزمشاهى ، ص 15 ) و آملى شارح كتاب قانون علاوه بر سيد اسماعيل جرجانى ، ابن هبل ، مؤلف المختار و ابى سهل مسيحى را از كسانى مىداند كه بر اين باورند كه بلغم در هضم اول در معده توليد مىشود .
توليد بلغم در هر گوارش ضرورى مىباشد ؛ زيرا بدن همان گونه كه به خون نياز دارد به بلغم نيز نياز دارد و علاوه بر اين ، مواد غذايى مورد مصرف ، حاوى اجزاى مادى هر يك از اخلاط چهارگانه مىباشند ، و بايد هر يك به خلط متناسب تبديل گردد ، پس توليد بلغم در همه گوارشها لازم است و درباره اين كه محل توليد بلغم در كبد است نه در معده آملى مىگويد : آنچه در معده به وجود مىآيد ، مواد دفعى است كه مىتواند از بدن تخليه شود ، ولى بلغم مورد نياز بدن و اعضاى آن مىباشد و علاوه بر اين كبد جايگاه جدا سازى اخلاط از يكديگر مىباشد و معده ، توان جدا سازى را ندارد ، بنا بر اين آنچه در معده از بلغم و يا صفراء و سوداء ديده مىشود در واقع اخلاط غير طبيعى مىباشند ( شرح آملى ، ص 148 ) ، در توجيه « حرارت كوتاه كبد » براى توليد بلغم مىگويد : حرارت كبدى ، سبب فاعلى همه اخلاط مىباشد و در توليد همه اخلاط طبيعى به اعتدال و يكسان است و اختلاف فعل كبد در اعمال حرارت براى توليد اخلاط گوناگون در واقع به اقتضاى اختلاف مواد غذايى مىباشد ؛ مثلًا حرارت كبد در اجزاى غذاهاى معتدل ، باعث توليد خون مىگردد ، و در اجزاى غذاهاى لطيف و بسيار گرم ، باعث توليد صفراء مىگردد ، ولى در اجزاى غذاهاى غليظِ مرطوب ، حرارت كبد ، كوتاه و قاصر است ، لذا باعث توليد بلغم مىگردد ، پس حرارت كبد به عنوان سبب فاعلى در همه يكسان است و اختلاف آن ناشى از اختلاف اجزاى غذايى مىباشد و سبب مادى و قابلى در آن تعيين كننده مىباشد .