تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 797

مساهمون:

ص٧٩٧
( 1 ) راوى گويد : مردم از اطراف و اكناف اجتماع كردند ، و ميثم شروع به سخن كرد ، و از عجائب و شگفتيها سخن گفت . عمرو بن حريث در اين هنگام از آن محل عبور ميكرد و در نظر داشت به منزل خود برود ، گفت : اين سر و صدا چيست و مردم چرا در اين جا گرد آمده‌اند ، گفتند ميثم تمار مردم را از اخبار و مطالب وارده از على بن ابى طالب مطلع مىكند و از فضائل و مناقب او سخن ميگويد . عمرو بن حريث با شتاب خود را به دار الاماره رسانيد و نزد عبيد اللَّه رفت و گفت : اى امير بفرست زبان ميثم را قطع كنند ، كه اكنون كوفه را بر هم خواهد زد و مردم را بر عليه تو تحريك خواهد كرد . در اين هنگام عبيد اللَّه به يكى از نگهبانان خود گفت : فورا برويد زبانش را قطع كنيد ، آن مرد آمد و نزد ميثم رفت و گفت : امير فرمان داده زبانت را قطع كنيم اكنون زبان خود را بيرون آر تا قطع كنم . ميثم گفت : مگر آن فرزند زن بدكار نميگفت ميخواهم زبانت را قطع نكنم تا دروغ مولايت آشكار گردد ، اينك اين زبان من قطع كن آن مرد دژخيم زبان ميثم را قطع كرد و چندى در خون خود غوطه خورد و سپس درگذشت . ابن زياد فرمان داد او را بردار آويختند ، صالح گويد من پس از چند روزى از آن جا عبور كردم مشاهده كردم بر همان شاخه‌اى كه اسمش را نوشته بودم مصلوب كرده بودند .

( 2 ) 29 - وهب بن وهب ابو البخترى

( 3 ) 35 - عباس بن هلال گويد : مردى نزد حضرت رضا عليه السلام از ابو البخترى