( 1 ) امام رضا عليه السلام به عيادت او رفت و من هم همراهش بودم . امام عليه السلام در منزل او نشست تا همه مردم بيرون شدند .
پس از اينكه از منزل او بيرون شديم ، يكى از كنيزان ما گفت : ام سلمه زن على ابن عبيد اللَّه از اندرون بيرون شد و آمد جايى كه امام رضا عليه السلام در آن جا نشسته بود بوسيد .
سليمان گويد : پس از اينكه اين موضوع را شنيدم بار ديگر به منزل على بن عبيد اللَّه رفتم ، و او نيز جريان زنش را نقل كرد ، سليمان گويد من اين موضوع را براى امام رضا عليه السلام نقل كردم .
فرمود : اى سليمان على بن عبيد اللَّه و زنش از اهل بهشت ميباشند ، اى سليمان فرزندان على و فاطمه هر گاه مقر به امامت ما باشند مانند ساير مردم نيستند .
( 2 ) 20 - على بن مروان جوانى
( 3 ) 24 - محمد بن عيسى گويد : جوانى با حضرت رضا عليه السلام به طرف خراسان رفت ، و با او خويشاوندى هم داشتند .
( 4 ) 21 - على بن يقطين
( 5 ) 25 - يعقوب بن يقطين گويد : از حضرت رضا عليه السلام شنيدم ميفرمود :
على بن يقطين درگذشت در حالى كه موسى بن جعفر عليهما السلام از وى راضى بود .
( 6 ) 22 - قيس
( 7 ) 26 - معمر بن خلاد گويد : حضرت رضا عليه السلام فرمود : مردى از اصحاب على عليه السلام كه نامش قيس بود مشغول نماز خواندن بود ، پس از اين كه يك