تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 790

مساهمون:

ص٧٩٠
در آن حال تب داشتم و حالم بسيار بد بود ، ( 1 ) و تشنگى بر من غلبه داشت . وى به يكى از غلامانش چيزى گفت كه من آن را درك نكردم غلام فرود آمد و مقدارى آب آورد ، آب را خورد و زيادى آن را بر سرش ريخت بار ديگر فرمود : اين ظرف را پر از آب كن و به آن پير مرده بده . على بن خطاب گويد : غلام آب را برايم آورد ، و گفت : تب دارى گفتم : آرى گفت : از اين آب بخور . من از آن آب خوردم و تبم قطع شد . يزيد بن اسحاق گفت : واى بر تو اى على باز چه ميگوئى و منتظر چه هستى ؟ گفتم : اى برادر دست از ما بردار .

( 2 ) 19 - على بن عبيد اللَّه

( 3 ) 23 - سليمان بن جعفر گويد : على بن عبيد اللَّه علوى گفت : دوست دارم خدمت حضرت رضا عليه السلام برسم ، گفتم پس چرا به ملاقات ايشان نميروى ، گفت : عظمت و بزرگى او مانع ملاقات شده است . راوى گويد : حضرت رضا عليه السلام در اين هنگام كسالتى پيدا كردند و مردم از آن حضرت عيادت كردند ، من على بن عبيد اللَّه را ملاقات كرده و به او گفتم : اكنون ميتوانى آن حضرت را ملاقات كنى زيرا وى مريض است و مردم به عيادت او ميروند . راوى گويد : همراه من خدمت حضرت رضا عليه السلام آمد ، امام رضا از وى بسيار تجليل و احترام كرد و بر مقام و منزلت او افزود ، على بن عبيد اللَّه از برخورد با آن جناب بسيار خوشحال و مسرور شد ، بعد از مدتى على بن عبيد اللَّه مريض شد و در منزل خود بسترى گرديد .
اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 790 | عزيز الله عطاردى