كند ، ( 1 ) و اشتغال اركان در آن راهى ندارد ، و نيز اينكه نماز در اوقات متعدده معينى بايد گذارده شود ، و هر گاه يك نماز را ادا كرد نماز ديگرى ميرسد و ليكن روزه چنين نيست و آن فقط در ساعات معلوم و معين مىباشد .
اگر كسى بپرسد : چرا هر گاه شخصى در ماه رمضان مسافرت كرد و يا مريض شد ، و اگر تا ماه رمضان آينده از سفر برنگشت و يا مرضش بهبودى نيافت واجب است در او كفاره بدهد و قضاء ندارد ، و هر گاه در بين دو رمضان از ناخوشى بهبودى پيدا كرد و يا از سفر مراجعت كرد بايد قضاء كند و كفاره بدهد .
در پاسخ آن گفته مىشود : زيرا آن روزه در آن سال و در آن ماه بر وى واجب بود ، و ميبايست قضاء آن را به جاى آورد .
اما آن كسى كه از مرض بهبودى پيدا نكرده و يك سال بر او گذشته است ، حكم او مانند مغمى عليه است ، اگر كسى بيهوش شد و يك شب و روز به هوش نيامد قضاء نمازهاى آن شب و روز بر او واجب نيست .
حضرت صادق عليه السلام فرمود : هر بندهاى كه عقلش را از دست داد و مشاعرش كار نكرد معذور است ، زيرا آن مرد مريض در هنگام رسيدن ماه رمضان مريض بود و روزه داشتن بر او واجب نبود و در تمام دوران سال به علت استمرار ناخوشى نميتوانست روزه داشته باشد .
در اين صورت بايد فديه بدهد ، زيرا او مانند كسى است كه روزه بر او واجب شده و ليكن نتوانسته است روزه را بگيرد ، همانطور كه خداوند متعال در قرآن مجيد فرموده :
فَصِيامُ شَهْرَيْنِ مُتَتابِعَيْنِ
. . .
فَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَإِطْعامُ سِتِّينَ مِسْكِيناً
و نيز فرموده :
فَفِدْيَةٌ مِنْ صِيامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ