( 1 ) موسى گفت : اين جنگ و جدال شما در نتيجه تحريك شيطان بود نه اينكه كار موسى از ناحيه شيطان بوده است .
مامون گفت : پس قول موسى عليه السلام كه گفت :
رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي
چه معنى دارد ؟
حضرت رضا عليه السلام فرمود : موسى گفت : من بدون احتياط وارد اين شهر وارد شدم و در اين گير و دار گرفتار شدم ، خداوندا مرا بيامرز يعنى بار خدايا مرا از انظار اين مردم مخفى و پنهان بدار تا آنها مرا نكشند ، خداوند هم او را از گزند آنها مصون و محفوظ داشت .
موسى عليه السلام گفت : خداوندا تو به من نيرو دادى و مردى را كه با من دشمن بود كشتم ، و اينك با دشمنان تو جنگ ميكنم و پشتيبان گناهكاران و ستمكاران نخواهم شد .
موسى شب را ، در اين شهر ماند و روز بعد هنگام صبح در حالى كه ترس بر او مستولى شده بود در شهر حركت ميكرد ، ناگهان مشاهده كرد آن مرديكه ديروز از وى يارى ميخواست بار ديگر با مردى گلاويز شده و از موسى طلب نصرت و يارى مىكند .
موسى عليه السلام ناراحت شد و فرمود : تو مردى گمراه و ستمگرى هستى ، تو ديروز با مردى جنگ كردى و امروز با ديگرى در حال ستيز هستى ، اينك بايد با تو نزاع كنم و تصميم گرفت به او حمله كند .
مامون گفت : يا ابن رسول اللَّه تفسير آيه شريفه
وَ لَمَّا جاءَ مُوسى لِمِيقاتِنا وَ كَلَّمَهُ رَبُّهُ قالَ رَبِّ أَرِنِي
را بيان كنيد ، چگونه موسى عليه السلام با خداوند سخن ميگفت ، و ليكن نميدانست كه خداوند قابل رؤيت نيست و كسى نميتواند پروردگار را مشاهده كند .
حضرت رضا عليه السلام فرمود : موسى بن عمران عليه السلام ميدانست كه