تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 638

مساهمون:

ص٦٣٨
( 1 ) بعد از اين حضرت ابراهيم عليه السلام نظرش به ماه افتاد و گفت : اين خداى من است ! و چون ماه نيز در افق ناپديد شد فرمود : اگر خداوند مرا هدايت نكند از گروه گمراهان خواهم شد . هنگام بامداد آفتاب تابان را مشاهده كرد و گفت اين است خداى من ؟ البته اين از زهره و ماه بزرگتر است ، پس از اينكه آفتاب هم غروب كرد به پرستندگان زهره و ماه و آفتاب گفت : اى گره مردم من از معبودهاى شما بيزار هستم و فقط خداوندى كه زمين و آسمان‌ها را خلق كرده مورد توجه و پرستش من مىباشد و من از مشركين نيستم . حضرت ابراهيم عليه السلام در اين جا ميخواست بطلان عقيدهء مشركين را بيان كند ، و ثابت نمايد كه زهره و ماه و آفتاب با آن خصوصيات قابل عبادت و پرستش نيستند و بايد مردم خالق و آفريننده آنها را عبادت كنند ، و اين گونه برهان و احتجاج را خداوند به آن حضرت تعليم كرده بود و در قرآن مجيد ميفرمايد :
وَ تِلْكَ حُجَّتُنا آتَيْناها إِبْراهِيمَ عَلى قَوْمِهِ
. مامون بار ديگر گفت : يا ابن رسول اللَّه تفسير آيه شريفه
رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى قالَ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلى وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي
چيست ؟ حضرت رضا عليه السلام فرمود : خداوند متعال براى ابراهيم وحى فرستاد كه من ميخواهم يكى از بندگانم را دوست خود بگيرم و اگر وى از من زنده كردن مردگان را هم بخواهد براى او انجام مىدهم . در اين هنگام حضرت ابراهيم آرزو كرد خداوند او را دوست خود بگيرد ، و از اين جهت گفت : خداوندا به من نشان ده چگونه مردگان را زنده ميكنى ؟ تا آخر آيه . خداوند متعال فرمود چهار پرنده را بگير ، و آن‌ها را درهم بكوب و مخلوط