و زبور را قرائت كند ، ( 1 ) و بيانى شيرينتر و تفسيرى روشنتر از بيان و كلام شما را نديدم .
حضرت رضا ( ع ) با آنها تا هنگام ظهر گفتگو كرد ، چون ظهر رسيد فرمود : من اينك نماز ميخوانم و سپس عازم مدينه ميباشم و با والى مدينه وعده ملاقات دارم ، و فردا صبح بار ديگر در اين جا حاضر خواهم شد .
راوى گويد عبد اللَّه بن سليمان اذان و اقامه گفت و امام رضا نماز خواند و رفت روز بعد بار ديگر در مجلس شركت كرد ، در اين هنگام يك كنيز رومى را به مجلس آوردند و حضرت با وى به زبان رومى گفتگو فرمود و جاثليق نيز گوش مىداد .
امام رضا به آن كنيز گفت محمد را بيشتر دوست دارى يا عيسى را ؟
گفت قبل از اين عيسى را بيشتر دوست داشتم ولى اكنون كه محمد را شناختهام او را بيشتر دوست دارم .
جاثليق گفت اگر دين محمد را پذيرفتهاى چرا عيسى را مورد بغض قرار مىدهى ؟ .
كنيز گفت از اين گفتارت به خدا پناه مىبرم ، من عيسى را هم دوست دارم و به او مؤمن هستم ، ولى محمد را بيشتر دوست دارم .
( 2 ) احتجاج حضرت رضا عليه السلام با مخالفان شيعه در مجلس مامون
( 3 ) 7 - على بن حسن بن شعبه حرانى در تحف العقول از حضرت رضا عليه السلام احتجاجات مفصلى نقل كرده و آن اينست كه مأمون علماء عراق و خراسان را در مجلس خود گرد آورده بود ، و از آنان پرسيد معنى اين آيه شريفه
ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا
چيست ؟ .
علماء حاضر در مجلس گفتند مقصود همه امت ميباشند ، مامون گفت يا ابا الحسن نظر شما در اين باره چيست ؟ .