( 1 ) امام رضا فرمود اينك سفر ثالث انجيل را كه در آن نام و ذكر محمد ( ص ) آمده بگير تا مطلب بر تو روشن گردد و حق آشكار شود .
در اين هنگام امام عليه السلام سفر ثالث را خواندند تا به نام محمد ( ص ) رسيدند ، و فرمودند اى جاثليق اين پيغمبر با اين وصف در اين جا كيست ؟
جاثليق گفت صفت او را بيان كنيد ، فرمود من او را وصف مىكنم همانطور كه خداوند وصف كرده است ، و او صاحب ناقه ، و عصا ، و كساء است ، و هم او پيغمبرى است كه در توراة و انجيل نام او آمده .
آن پيغمبر پيروان تورات و انجيل را امر به معروف و نهى از منكر مىكند ، و چيزهاى گوارا و طيب و طاهر را براى آنها حلال و خبائث و پليديها را براى آن جماعت حرام مىكند ، و سنگينيها و بدعتها را از آنها دفع مىكند ، و آنچه را كه خود اختراع كرده و از نزد خود تشريع نمودهاند باطل مىسازد ، و يهود و نصارى را به راه راست و طريق مستقيم هدايت و ارشاد مينمايد .
اى جاثليق تو را به حق عيسى روح اللَّه سوگند مىدهم آيا اين صفات را در انجيل براى اين پيغمبر مشاهده مىكنى .
جاثليق در فكر فرو رفت و سر خود را پائين انداخت ، و ميدانست اگر مطالب انجيل را منكر شود كافر است .
گفت : آرى اين صفات در انجيل هست ، و عيسى به اين پيغمبر تصريح كرده و من اقرار دارم كه اين صفات بر محمد منطبق است .
سپس فرمود : اينك سفر دوم را بگيريد تا من صفات وصى او و دخترش فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام را براى شما بيان كنم .
هنگامى كه جاثليق و رأس الجالوت اين كلمات را شنيدند يقين كردند كه آن جناب به تورات و انجيل عالم است .
گفتند : به خداوند سوگند مطالبى ذكر كرد كه ما قدرت نداريم آن را رد كنيم ،
اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 623
مساهمون: عزيز الله عطاردى
ص٦٢٣