تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦
( 1 ) هنگامى كه به راه خود به طرف مدينه ادامه ميدادم در بين راه موسى بن جعفر را ملاقات كردم در حالى كه او را به طرف بصره مىبردند ، آن حضرت دنبال من فرستادند و من خدمت رسيدم ، آن جناب نامه‌اى به من دادند كه او را به مدينه برسانم ، عرض كردم : نامه را به كه تسليم كنم ؟ فرمود : به فرزندم على ، زيرا او وصى و امام بعد از من و بهترين فرزندانم مىباشد . ( 2 ) 27 - عبد اللَّه بن حرث كه مادرش از فرزندان جعفر بن ابى طالب بود ميگفت ابو ابراهيم ( ع ) ما را دعوت كردند ، و ما همه در نزد آن حضرت اجتماع كرديم . سپس فرمودند : مىدانيد چرا شما را دعوت كردم و علت اين اجتماع براى چيست ؟ عرض كرديم علت دعوت و جمع شدن در اين منزل را نمىدانم . موسى بن جعفر عليهما السلام فرمود : شما را دعوت كردم تا گواهى دهيد كه فرزندم على وصى و خليفه و امام بعد از من خواهد بود ، هر كس از من طلبى دارد از وى بگيرد ، و هر كس در نزد من وعده‌اى دارد از وى طلب كند ، و هر كس هم نميتواند مرا ملاقات كند بوسيله نامه موضوع را از من بپرسد . ( 3 ) 28 - محمد بن يزيد هاشمى گويد : بايد جماعت شيعه على بن موسى عليهما السلام را به امامت اختيار كند ، حيدر بن ايوب گويد : گفتم از كجا اين حرف را مىزنيد ؟ گفت : ابو الحسن ( ع ) او را دعوت كرد و او را وصى و جانشين خود قرار داد . ( 4 ) 29 - حيدر بن ايوب گويد : ما در مدينه در محله قبا اجتماع كرده بوديم ، محمد بن زيد بن على كه هميشه در آن اجتماع شركت مىكرد بر خلاف معمول كمى ديرتر به مجلس ما رسيد گفتيم : چرا دير كرديد و علت تاخير چه بود ؟