تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢
( 1 ) فرمود : آرى امام هستم . گفت : من گواهى مىدهم كه تو امام نيستى ! گفت : از كجا ميگوئى كه من امام نيستم ؟ گفت : از حضرت صادق عليه السلام روايت شده كه فرمود : امام عقيم نميگردد و تو اكنون به اين سن و سال رسيده‌اى و فرزند ندارى . در اين هنگام حضرت رضا عليه السلام سرش را به طرف آسمان بلند كرد و گفت : بار خدايا من گواهم كه تو پس از گذشت چند شب و روز فرزندى به من عطا خواهى كرد كه زمين را از عدل و داد پر خواهد كرد پس از اينكه پر از ظلم و ستم شده باشد . راوى گويد : ما آن روز را شماره گذاشتيم و پس از نه ماه ابو جعفر عليه السلام متولد شد . ( 2 ) 183 - زكريا بن آدم گويد : در خدمت امام رضا عليه السلام بودم كه ابو جعفر سلام اللَّه عليه را نزد او آوردند ، و حدود چهار سال از عمرش ميگذشت . وى دست خود را بر زمين كوبيد و سرش را به طرف آسمان بلند كرد و مدتى در فكر فرو رفت ، امام رضا پرسيد در چه فكر ميكردى ؟ . گفت : در بارهء ظلمى كه به مادرم فاطمه وارد شد ، به خداوند سوگند آنها را از قبر خارج ميكنم و آنها را از هم پراكنده ميكنم . حضرت رضا عليه السلام او را به طرف خود فرا خواند و پيشانيش را بوسيد و فرمود : پدر و مادرم فدايت باد ، تو شايسته آن مقام يعنى امامت هستى . ( 3 ) 184 - حنان بن سدير گويد به حضرت رضا عليه السلام عرض كردم : امامى