بيرون شدند فرمود : ( 1 ) ابو جعفر را ملاقات كنيد و به او سلام كرده و تجديد عهد نمائيد .
پس از اينكه مردم بيرون رفتند فرمود خداوند مفضل را رحمت كند كه به اين سخنان احتياجى نداشت .
( 2 ) 173 - معمر بن خلاد گويد : از حضرت رضا عليه السلام مطلبى شنيدم و سپس فرمود شما چه احتياجى به اينها داريد اينك ابو جعفر را در جاى خود نشانيدهام و فرمود ما اهل بيتى هستيم كه كوچكها از بزرگان ارث مىبرند .
( 3 ) 174 - ابن قياما براى حضرت رضا عليه السلام نوشت تو چه گونه امامى هستى كه فرزند ندارى ؟ .
امام رضا در جواب او نوشت تو از كجا ميداني كه من فرزندى نخواهم داشت ، به خداوند سوگند ايام چندى نخواهد گذشت كه خداوند به من فرزندى عطا خواهد كرد و حق را از باطل جدا خواهد نمود .
( 4 ) 175 - ابو نصر بزنطى گويد پسر نجاشى از من پرسيد بعد از صاحب تو چه كسى امام است ؟ .
من تصميم گرفتم اين موضوع را از امام رضا عليه السلام بپرسم ، پس از اينكه خدمتش رسيدم و موضوع را مطرح كردم فرمود : امام بعد از من فرزندم هست ، آيا كسى جرأت مىكند بگويد : فرزندم امام است ، و او فرزندى نداشته باشد ؟ .
( 5 ) 176 - ابن قياما گويد نزد حضرت رضا عليه السلام رفتم و گفتم آيا در
اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 409
مساهمون: عزيز الله عطاردى
ص٤٠٩