تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
ناشى ، ( 1 ) و هر كس از تو چيزى خواست ، و حاجتى داشت بايد در انجام حوائج و خواسته‌هاى مردم باشى ، و اگر يكى از اعمام تو چيزى طلب كرد بايد كمتر از پنجاه دينار ندهى و اگر زياده دادى بهتر است و اگر يكى از عمه‌هايت چيزى خواست بايد كمتر از بيست و پنج دينار ندهى و اگر زياد دادى مختار هستى . من ميخواهم خداوند مقامت را بالا برد ، اينك انفاق كن و از فقر وفاقه واهمه نكن . ( 2 ) 187 - عون بن محمد بن عباد كه براى حضرت رضا عليه السلام كتابت ميكرد و حسن بن سهل او را به اين كار واداشته بود گويد : امام رضا عليه السلام هر گاه فرزندش محمد را ياد ميكرد او را به كنيه نام ميبرد و ميگفت ابو جعفر برايم چنين نوشته و يا نامه ابو جعفر به من رسيده است ، در حالى كه ابو جعفر كودك بود و در مدينه اقامت داشت ، و كتاب ابو جعفر در نهايت بلاغت و فصاحت بود ، و ميگفت ابو جعفر وصى و جانشين من پس از من خواهد بود . ( 3 ) 188 - محمد بن ميمون گويد در مكه خدمت حضرت رضا عليه السلام رسيدم قبل از اينكه به طرف خراسان حركت كنند عرض كردم در نظر دارم مدينه بروم نامه به من بده تا براى ابو جعفر ببرم . امام رضا عليه السلام تبسم كردند و نامه‌اى نوشتند ، به طرف مدينه حركت كردم در حالى كه ديدگانم فروغ و نورى نداشت ، پس از اينكه وارد مدينه شدم حضور ابو جعفر جواد سلام اللَّه عليه رسيدم . يكى از غلامان ابو جعفر جواد را نزد من آورد و من نامه را به آن جناب دادم ، به موفق خادم گفت : نامه را باز كن . وى نامه را باز كرد ، و حضرت جواد به آن نگريست ، و گفت : اى محمد