ابن جعفر نيز در آن جا اعلام شده است ، ( 1 ) و من يقين دارم كه آنها از من راجع به امام سؤال خواهند كرد ، اگر مطلبى داريد بفرمائيد .
امام رضا عليه السلام فرمود : از اين موضوع اندوهناك نباش و ترس به خود راه نده ، به دوستان ابلاغ كن ما به زودى به بصره خواهيم آمد ، سپس براى من ودايع پيغمبر و پدرانش را كه در نزد او بود بيرون آورد و من آنها را ديدم .
گفتم در چه وقت بصره خواهيد آمد فرمود : سه روز بعد از ورود تو به بصره در آنجا خواهم بود .
هنگامى كه وارد بصره شدم از من از اوضاع و احوال پرسيدند .
گفتم : من يك روز قبل از وفات موسى بن جعفر خدمتش رسيدم ، امام عليه السلام فرمود : من در اين نزديكىها وفات خواهم كرد ، هر گاه مرا در قبر گذاشتيد در اينجا اقامت نكن و به زودى به مدينه برو و ودايع مرا به فرزندم على برسان ، زيرا او وصى و صاحب امر بعد از من مىباشد .
منهم وصيتهاى او را عمل كردم ، و اينك على بن موسى پس از سه روز اينجا خواهد آمد ، و شما هر چه مىخواهيد از وى سؤال كنيد .
در اين هنگام عمر و بن هداب كه ناصبى بود و به زيديه تمايل داشت آغاز سخن كرد و گفت : اى محمد حسن بن محمد مردى است از فضلاى اهل بيت و داراى زهد و ورع و عامل به سنت ، و او مانند رضا جوان نيست ، و اگر از رضا از مشكلات پرسيده شود سرگردان ميگردد .
حسن بن محمد كه در مجلس حاضر بود گفت : اى عمرو اين چنين سخن نگو على بن موسى همانطور است كه بيان شد .
اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 406
مساهمون: عزيز الله عطاردى
ص٤٠٦