پيروى كردهام .
( 1 ) من به فرزندم على و فرزندان ديگرم وصيت ميكنم ، و اگر فرزندم على در برادران خود رشدى احساس كرد و علاقهمند شد ميتواند آنها را هم در اجراى وصيت دخالت دهد ، و اگر از آنان رشد و عقلى ديده نشد وى به تنهائى ميتواند وصيتهاى مرا به مرحله عمل برساند ، و هيچ يك از برادرانش را در اين موضوع دخالت ندهد و آنها هم بايد از وى متابعت كنند و دخالتى در كارهاي من نكنند .
فرزندم على اموال و صدقات ، و غلامان و كنيزان و كودكان مرا كه از من به جاى ماندهاند بايد سرپرستى كند و فرزندانم ابراهيم ، عباس ، قاسم ، اسماعيل ، احمد ، و ام احمد را نيز در اين موارد شركت دهد ، امور زنان خود را در اختيار فرزندم على گذاشتم و ديگران در اين باره حق دخالت ندارند ، و ثلث صدقات پدرم را با ثلث خودم در عهدهء وى گذاشتم و به هر طريقى كه صلاح ميداند مصرف كند و مال را به صاحب مال برساند .
اگر ميل داشت ميتواند ثلث مرا بفروشد و يا به ديگرى ببخشد ، و يا صدقه بدهد به اشخاصى كه نام بردهام و يا نام نبردهام ، اختيار اين امر در دست اوست هرطور ميل دارد عمل كند ، زيرا او وصى من در اموال و امور خاندانم مىباشد . و اگر بخواهد در اجراى وصيت از فرزندانم كه در اين وصيتنامه نام آنها را بردهام مشورت بخواهد مانعى ندارد ، و اگر هم ميل نداشت ميتواند آنها را در وصيت دخالت ندهد و آنها نيز نبايد در امور وصيت فتنهانگيزى كنند و يا سخنان او را رد كنند بلكه بايد مطيع و فرمانبردار باشند .
اگر يكى از فرزندان من خواست خواهرش را به كسى تزويج كند ، بايد از برادرش على اجازه بگيرد و اگر او مورد را پسنديد و رضايت داد مانعى ندارد ، زيرا وى به امور زناشوئى خويشاوندانش از ديگران آشناتر است ، و اگر حاكمى
اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 37
مساهمون: عزيز الله عطاردى
ص٣٧