تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
خواهد شد از اهل بيت ماريه جاريه حضرت رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله مىباشد كه مادر ابراهيم بود . ( 1 ) اگر توانستى سلام مرا هم به او برسان ، راوى گويد : من بعد از شهادت حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام على بن موسى را ملاقات كردم ، قبل از اينكه من آغاز سخن كنم فرمود : اى يزيد در بارهء عمره چه نظرى دارى ؟ گفتم : پدر و مادرم فدايت باد اختيار دست شما است و من توشه سفر ندارم ، فرمود : سبحان اللَّه ما تو را به مشقت و سختى دعوت نميكنيم ، اينك مخارج سفر تو را قبول ميكنيم . راوى گويد : به اتفاق حضرت رضا عليه السلام بيرون شديم ، تا به آن منزل مورد بحث رسيديم ، حضرت آغاز سخن كرد و فرمود : اى يزيد من در اين مكان مكرر اعمام و همسايگان تو را ملاقات كرده‌ام ، گفتم : آرى چنين است ، سپس داستان خود و موسى بن جعفر را با وى در ميان گذاشتم ، فرمود : آن كنيز مورد بحث هنوز نرسيده و هر گاه رسيد سلام پدرم را به آن ميرسانم . از اين منزل حركت كرديم و به طرف مكه رهسپار شديم ، در آن سال حضرت رضا عليه السلام آن كنيز را خريدارى كردند ، و چندى نگذشت كه كنيز حامله شد و فرزندى به جهان آورد ، يزيد گويد : برادران امام رضا اميدوار بودند كه از وى ارث ببرند . پس از اين داستان از من روى برگردانيدند و بدون جهت با من دشمن شدند ، اسحاق بن جعفر بن برادران حضرت رضا عليه السلام ميگفت : به خداوند سوگند من او را ديدم كه در جاى ابو ابراهيم در مجلسى كه جز من در آن نمىنشست جلوس مىكرد .