( 1 ) راوى گويد : حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام در اين هنگام خندهاش گرفت و سپس فرمود : اى ابا عمارة من هنگامى كه از منزلم بيرون شدم به فرزندم وصيت كردم و فرزندان ديگرم را نيز در ظاهر در وصيت خود شركت دادم ، و ليكن در باطن فقط او را وصى خود قرار دادم ، و اگر چنانچه كار و اختيار در دست من بود فرزندم قاسم را براى امامت اختيار ميكردم .
زيرا كه وى در نظرم از همه فرزندان محبوبتر است ، و ليكن اختيار امام در نزد خداوند است ، و خداوند هر كه را براى اين مقام بخواهد برميگزيند ، و از حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله نيز در اين مورد براى من خبرى رسيده است .
حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله او را به من نشان داد و همچنين كسانى كه با او بودند به من نمايانيد ، و تا از پيغمبر به ما خبرى نرسد در بارهء هيچ يك از ما وصيتى انجام نميگيرد و همچنين از جد ما على عليه السلام هم بايد خبرى رسيده باشد من با حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله مهرى و شمشيرى و عصائى و كتابى و عمامهاى ديدم .
عرض كردم : يا رسول اللَّه اينها چيست ؟ فرمود : اما عمامه نشانه سلطنت خداوند است ، و اما شمشير علامت عزت و اقتدار خداوند مىباشد ، و اما كتاب علامت نور پروردگار است ، و اما عصا نشانه قدرت و قوت خداوند است ، و اما مهر و انگشترى جامع همه اين امور و صفات مىباشد .
سپس به من فرمود : امر امامت از دست تو خارج شده و در اختيار ديگرى قرار گرفته ، گفتم : يا رسول اللَّه او را به من بنمايان تا به بينم او كيست ؟ حضرت رسول فرمود : من هيچ يك از امامان را مانند تو كه از فراق امامت جزع داشته باشد نديدم و اگر امامت با محبت انجام ميگرفت ، اسماعيل بيش از تو مورد علاقه پدرت بود ، و ليكن امر تعيين امام با خداوند است .
اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 32
مساهمون: عزيز الله عطاردى
ص٣٢