( 1 ) بعد از اين حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام فرمود : من فرزندان خود را چه آنها كه زنده و در قيد حيات هستند و چه آنها كه از اين جهان رفتهاند همه را در يك جا مشاهده كردم ، امير المؤمنين عليه السلام فرمود : اين فرزندت « على » سيد اولاد تو مىباشد ، او از من است و من از او و خداوند با نيكوكاران است .
راوى گويد : حضرت فرمود : اى يزيد اين سخنان در نزد تو وديعه است ، و اين گفتهها را جز با مردمان عاقل و راستگو در ميان نگذارى ، و اگر از تو گواهى خواستند گواهى بده ، و خداوند در قرآن ميفرمايد :
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها » .
و نيز فرمود :
وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَتَمَ شَهادَةً عِنْدَهُ مِنَ اللَّهِ
راوى گويد : حضرت ابو ابراهيم عليه السلام فرمود : من خود را متوجه حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله كردم و گفتم : تو همه فرزندانم را در اين جا گرد آوردى ، پدر و مادرم فدايت باد اينك بفرمائيد كدام يك از آنها امام است .
فرمود : آن كسى كه به نور خداوند مينگرد ، و آن چه را ميداند و ميفهمد به ديگران عطا مىكند ، و به حكمت و دانش سخن ميگويد ، همواره راه صواب ميرود و خطا نميكند ، به همه چيز دانا است و چيزى بر وى نامعلوم نيست ، دانش آموخته و حكيم و شاخص مىباشد ، آن شخص داراى اين صفات ، اين است ، در اين هنگام دست فرزندم على را گرفت .
سپس فرمود : تو جز مدت اندكى با وى زندگى نخواهى كرد ، هر گاه از اين سفر به جاى خود مراجعه كردى ، وصيت كن و امور خود را اصلاح نما ، و از آن چه كه در نظر دارى خود را فارغ ساز ، زيرا تو از خانهات دور خواهى شد و در جاى ديگرى دور از آنها زندگى خواهى كرد ، هر گاه خواستى از منزلت بيرون روى ، على