( 1 ) پس از جنگ اسحاقآباد بدست يك مرد ديلمى افتادم و او مرا بطبرستان برد و در آنجا به تربيت من همت گماشت .
اينك كه بزرگ شدم در جستجوى پدر و مادرم برآمدم ، و از آنها هيچ اطلاعى نداشتم ، و من با گروهى كه از طبرستان عازم اين ديار بودند حركت كردم و خود را به اينجا رسانيدم .
آن مرد ترك گفت : از اين مشهد بركاتى ديدم و بر من يقين آمد كه صاحب اين قبر در نزد خداوند قرب و منزلتى دارد ، و من اكنون عهد كردهام كه از مجاورت اين مشهد دست برندارم ، و زندگى خود را در اينجا سپرى كنم .
اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 253
مساهمون: عزيز الله عطاردى
ص٢٥٣